راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٢ - مواردى كه آشكار ساختن عبادات مجاز است
آشكار شدن ريا مىرود و هرگاه موجب ريا شود اقتداى ديگران به او نفعى به حالش ندارد و موجب هلاكتش مىشود و هيچ اختلافى نيست كه در اين صورت عمل نهانى بهتر از آشكار است.
ولى كسى كه عمل را آشكار مىسازد دو وظيفه دارد:
١- عمل را در آنجايى آشكار سازد كه بداند به آن تأسّى مىشود يا گمان به آن داشته باشد. بسا مردى كه خانوادهاش به او اقتدا كنند، ولى همسايگانش اقتدا نكنند و بسا باشد كه همسايگانش به او اقتدا كنند ولى بازاريان اقتدا نكنند و بسا كه اهل كويش به او تأسّى جويند و عالم سرشناس كسى است كه تمام مردم به او تأسّى مىجويند. بنابراين غير عالم هرگاه بعضى عبادتها را آشكار سازد بسا باشد كه به رياكارى و نفاق نسبت داده شود و او را نكوهش كرده و به او تأسّى نجويند. پس آشكار ساختن بىفايده بر او جايز نيست و تنها به قصد تأسّى جستن ديگران مىتوان عمل را آشكار كرد، در صورتى كه شخص اظهار كننده عمل، مورد تأسّى باشد و ديگران به او اقتدا كنند.
٢- حالتى است كه شخص بايد مواظب قلب خود باشد، چرا كه گاه ممكن است علاقه به رياى پنهان در قلبش باشد و به بهانه تأسّى جستن ديگران او را به آشكار ساختن عمل فرا بخواند، و تنها تمايلش تظاهر به عمل است تا به او تأسّى شود، و اين است حال تمام كسانى كه اعمالشان را آشكار مىسازند جز مخلصان نيرومند و آنها بسيار اندكند و شايسته نيست كه شخص ضعيف خود را به آن بفريبد و ندانسته هلاك شود، زيرا حكايت شخص ضعيف، حكايت غريقى است كه اندكى به شناورى وارد است و به گروهى از غرق شدگان مىنگرد و بر آنها ترحّم مىكند و به طرف آنها مىآيد تا به او دست بياويزند در نتيجه آنها هلاك شوند و خود نيز به هلاكت مىرسد در حالى كه رنج غرق شدن در دنيا ساعتى بيش نيست و اى كاش هلاكت به وسيله ريا نيز مانند غرق شدن در آب بود. چنين نيست بلكه رنج هلاكت به ريا بسيار طولانى است و اين لغزشگاه