راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٩ - شرح رياى خفى كه از حركت مورچه پنهانتر است
و خواندن قرآن زيرا هر جزئى از زكات و قرائت جداست و اگر ريا بر آن عارض شود بقيّه را تباه مىكند امّا گذشته را تباه نمىكند. روزه و حجّ نيز از قبيل نماز است. امّا هرگاه ريا طورى وارد دل او شود كه مانع او نشود تا نماز را به خاطر ثواب تمام كند، چنان كه اگر بين نمازش گروهى حاضر شوند و از حضورشان شاد شود و گرفتار ريا گردد و به خاطر نگريستن آنها نماز را خوب بخواند و طورى است كه اگر حضور آنها نبود نماز را تمام مىكرد، اين نيز ريايى است كه در عمل اثر كرده و موجب حركات (عبادى) شده است پس اگر ريا بر شخص غالب آيد تا آنجا كه قصد عبادت و ثواب از بين برود هرگاه ركنى از اركان عبادت به اين صورت از بين برود موجب تباهى عبادت مىشود، زيرا ما در هنگام احرام حجّ اكتفا به نيّت سابق مىكنيم به اين شرط كه ريايى بر آن عارض نشود كه موجب مغلوب و مغمور شدنش شود، و محتمل است گفته شود: با توجّه به نيّت اوّليه و باقى ماندن اصل ثواب عبادت باطل نمىشود هر چند با هجوم قصدى (ريا) كه قوىتر از آن است ضعيف مىشود.
مناسبتر اين است كه اين اندازه (ريا) هرگاه اثرش در عمل ظاهر نشود، بلكه عمل باقى بماند به حالى كه از انگيزه دينى نشأت بگيرد، و تنها بر اثر آگاه شدن مردم از عبادت او بر شادمانىاش افزوده شود در اين صورت عمل از بين نمىرود چون با شادمانى او اصل نيّتش از بين نرفته است و همان نيّت او را به عمل و تمام كردن آن واداشته است.
مىگويم: نصوصى از گذشتگان داريم كه بر مطلب ياد شده دلالت دارد.
غزالى گويد: اخبارى كه در مورد ريا وارد شده بر آنجايى حمل مىشود كه قصد صاحب عبادت فقط مردم باشد. امّا رواياتى كه در مورد شركت وارد شده بر آنجايى