راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٤ - شرح رياى خفى كه از حركت مورچه پنهانتر است
آن اميد بود كه اعمالشان خالص (براى خدا) باشد و خدا در قيامت در حضور مردم به آنها پاداش دهد زيرا مىدانند كه خدا در قيامت جز عمل خالص را نمىپذيرد و از نياز شديد خودشان در قيامت آگاهند و مىدانند روزى است كه مال و فرزندان سودى ندارند، و هيچ پدرى را به خاطر اعمال فرزندش پاداش نمىدهند، و صدّيقان گرفتار خود هستند و هر يك مىگويد: نفسى، نفسى، چه رسد به ديگران. اينان مانند زائران خانه خدايند كه چون به مكّه روى آورند با خودشان زر مغربى ناب برمىدارند چون مىدانند كه در نزد باديه نشينان جز زر ناب چيزى رايج نيست و در بيابان نياز بيشتر است زيرا هموطنى نيست كه انسان به او پناه برد، و دوستى نيست كه به او تمسّك جويد، پس جز پول خالص نجات بخشى نيست صاحبدلان روز قيامت را چنين مىبينند و توشه مورد نياز را تقوا مىدانند. بنابراين آلودگيهاى رياى پنهان بسيار است و قابل شمارش نيست و هر گاه نفس تفاوت بگذارد ميان اين كه از عبادتش انسانى آگاه شود يا حيوانى، در او جزئى از ريا وجود دارد، زيرا او چون از حيوانات طمع بريده اهميّت نمىدهد كه چهارپايان يا كودكان شيرخوار حاضر باشند يا غايب، از حركات عبادى او آگاه شوند يا نه و اگر مخلص و به علم خدا بر عبادتش قانع باشند، بندگان عاقل را نيز (در اطلاع و عدم اطلاع بر عبادتش) كوچك مىشمارد، چنان كه كودكان و ديوانگانشان را كوچك مىشمرد، و مىداند كه انسانهاى خردمند قادر نيستند به او روزى دهند و در عمر او و افزون بر ثواب او و كاهش دادن عذاب او نقشى ندارند، چنان كه حيوانات و كودكان و ديوانگان بر اين كارها قادر نيستند، و هر گاه اين حقيقت را در نيافت رنگ رياى خفى در اعمالش خواهد بود ولى هر آلودگى در عمل اجر را نابود نمىكند بلكه نياز به شرح دارد.
اگر كسى بگويد: كسى را نمىبينم كه هرگاه عباداتش معلوم شود شاد نشود، بنابراين شادى از عبادت در تمام موارد نكوهيده است يا در برخى موارد؟