راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٠ - بخش دوّم ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت
شديدتر از بعض ديگر است چنان كه شرح آن بزودى در درجات ريا خواهد آمد و هيچ يك از درجات آن به تناسب شيئى مورد ريا از گناه بسيار يا كم خالى نيست و اگر هيچ چيز در ريا نبود، جز سجود و ركوع براى غير خدا، همين امر براى گناه شمردن ريا كفايت مىكرد زيرا هرگاه در عبادت قصد تقرّب به خدا نكند قصد تقرّب به غير خدا كرده است و بجانم سوگند اگر در سجده غير خدا را قصد كرده باشد كفرى است آشكار جز اين كه ريا كفر پنهان است زيرا در قلب رياكار، مردم بزرگ جلوه كردهاند و اين بزرگى موجب شده كه براى آنها ركوع و سجود كند و در سجده از جهتى مردم تعظيم شدهاند و هرگاه در سجده قصد تعظيم خدا برطرف شود و تعظيم مخلوق بماند نزديك به شرك مىشود جز اين كه قصد رياكار اين است كه خود را در دل كسى كه به او تعظيم مىكند بزرگ جلوه دهد و به اين وسيله در خود صورت تعظيم براى خدا را اظهار مىدارد، از اين جهت شرك خفى است نه جلى و اين (عمل) كمال نادانى است و فقط كسى به آن اقدام مىكند، كه شيطان او را فريفته باشد و او را به اين توهّم افكنده باشد كه سود و زيان و روزى و اجل و مصلحت حال و آينده او در اختيار بندگان است، بيش از آن كه در اختيار خداست. از اين رو صورت خود را از خدا به طرف مردم برگردانيده و به دل متوجّه آنها شده تا دل آنها را به خود متمايل سازد و اگر خداوند آنها را در دنيا و آخرت به مردم واگذارد كمترين مكافات عمل او خواهد بود زيرا تمام بندگان ناتوانند و سود و زيانشان در دست خودشان نيست تا چه رسد به ديگران. در دنيا حال چنين است، پس چگونه خواهد بود حال او در آن روزى كه نه از پدر براى پسر كارى ساخته است و نه از پسر براى پدر، بلكه پيامبران در آن روز مىگويند: خودم، خودم، پس چگونه نادان ثواب آخرت و نزديكى به خدا را با چيزى كه به طمع كاذب خود در دنيا از مردم انتظار دارد عوض مىكند؟ بنابراين شايسته است كه شك نكنيم در اين كه از نظر عقل و نقل هر كس در بندگى خدا ريا كند مورد خشم خداست. اين در صورتى است كه قصد مزد نكند