راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٦ - بخش دوّم ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت
فلان را ملاقات كردهام و شهرها را گشته و به اساتيدى خدمت كردهام، و سخنانى نظير اينها بر زبان مىآورد. مجموع چيزهايى كه رياكاران به آنها ريا مىكنند همينهاست و تمام آنها با اين رياكاريها جوياى مقام و منزلت در دلهاى بندگان خدايند. بعضى از رياكاران به همين كه مردم به آنها اعتقاد خوبى داشته باشند قانعند، چه بسا راهبانى كه سالهاى زيادى در دير خود از مردم كناره بگيرند و چه بسيار عابدانى كه مدتها در قلّه كوهى عزلت گزينند و پنهان شدنشان براى اين است كه مىدانند در دلهاى مردم جاى مىگيرند و اگر بدانند كه در دير و صومعه خود به جرمى نسبت داده مىشوند پريشان خاطر مىشوند و به اين كه خدا از پاك بودنشان آگاه است قناعت نمىكنند، بلكه از بدگمانى مردم به آنها غمگين شده و مىكوشند با چاره جويى زياد آن بدگمانى را از دلهاى مردم برطرف سازند با اين كه از مال مردم طمع بريدهاند ليكن تنها موجّه بودن را دوست دارند، زيرا چنان كه در انگيزههاى وجاهت نقل كرديم موجّه بودن در نزد مردم لذّت بخش است چرا كه يك نوع قدرت و سلطه و كمال آنى است، اگر چه زود برطرف مىشود و جز نادانان كسى بدان فريفته نمىشود ولى بيشتر مردم نادانند. بعضى از رياكاران تنها به موجّه شدن قانع نيستند بلكه علاوه بر آن مىخواهند كه ديگران زبان به ستايش آنان بگشايند. برخى شهرت و آوازه در شهرها را طالبند تا مردم بسيارى نزد ايشان رفت و آمد كنند. بعضى مىخواهند در نزدشان شاهان شهرت يابند تا شفاعتشان مقبول افتد و به وسيله آنها حاجتهاى مردم برآورده شود و به اين وسيله در نزد تمام مردم محبوب و موجّه شوند. هدف برخى از رياكاران اين است كه با رياكارى به جمع كردن مال بىارزش دنيا بپردازند، اگر چه از مال وقف و يتيمان و ديگر اموال حرام باشد و اين گروه بدترين طبقات رياكاران هستند و با عواملى كه ياد كرديم ريا مىكنند. اين بود حقيقت ريا و آنچه با آن ريا تحقّق مىيابد.