راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٤ - بخش دوّم ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت
در برابر مردم ظاهر شوند.
٣- ريا در گفتار
و رياى دينداران در موعظه و تذكار و به حكمت سخن گفتن و حفظ اخبار و آثار براى به كارگيرى در مكالمات روزمرّه تا اظهار كنند كه علم بسيار دارند و سخت به احوال پيشينيان صالح توجّه دارند. اينان در حضور مردم لبهايشان را به ذكر خدا مىجنبانند و در حضور مردم، امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و در برابر منكرات خشم خود را نشان مىدهند، و از اين كه مردم مرتكب گناهان مىشوند اظهار تأسف مىكنند. آهسته سخن مىگويند و در خواندن قرآن صدا را نازك مىكنند تا اظهار اندوه و ترس كنند و مدّعى حفظ حديث و ديدار اساتيد و كوبيدن در خانه راويان حديث براى بيان ايراد موجود در لفظ حديث هستند تا بصيرت خود را به احاديث اعلام دارند و براى اظهار دانش در علم حديث به صحيح يا غير صحيح آن مىپردازند و به قصد ساكت كردن حريف با دليل با او مجادله مىكنند تا به مردم نشان دهند كه در علم دين نيرومندند. رياكارى در گفتار بسيار است و انواعش بىشمار، امّا رياكارى دنياداران در گفتار به حفظ اشعار و ضرب المثلها و آوردن عبارتهاى شيوا و از بر كردن قواعد نحوى دور از ذهن براى به شگفت واداشتن دانشمندان و اظهار دوستى به مردم براى به دست آوردن دل آنهاست.
٤- ريا كردن در عمل
مانند رياكارى نمازگزار در طول دادن قيام و كشيدن و طول دادن سجده و ركوع و پايين انداختن سر و توجه نكردن به اطراف و آرامش و سكون و برابر ساختن قدمها و دستها و همچنين رياكارى در روزه و جنگ و حج و صدقه دادن و اطعام كردن و خشوع در راه رفتن در هنگام ديدار ديگران مانند پلك بر هم نهادن و سر به زير افكندن و تأمّل در سخن گفتن تا آنجا كه رياكار گاه به طرف حاجت خود تند راه مىرود و هرگاه يكى از دينداران متوجّه او شود از بيم آن كه او را به شتاب و كمى