راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٥ - كتاب نكوهش ريا كارى و جاه طلبى
مىكند و مىپندارد كه زندگى او در راه خدا و عبادات پسنديده مىگذرد و حال آن كه زندگى او در طريق اين تمايلات پنهانى سپرى مىشود كه خردهاى نافذ و نيرومند از درك آن عاجزند در حالى كه اعتقاد دارد در بندگى خدا مخلص است و از محرّمات خدا دورى مىكند، غافل از اين كه نفس اين شهوت را براى خودآرايى در برابر بندگان و مردم پنهان مىدارد و از مقام و احترام و حال و اقبال خوبى كه به دست آورده شادمان است، در حالى كه با آن عمل ثواب عبادتها و پاداش اعمال خود را هدر داده و نام خود را در دفتر منافقان ثبت كرده است.
با اين حال خود را مقرب درگاه خدا مىپندارد، و اين مكر و حيله نفس است كه جز صدّيقان كسى از آن در امان نيست و مقام بلندى است كه جز مقرّبان كسى بدان پايه نمىرسد از اين رو گفته شده: آخرين چيزى كه از سر صدّيقان بيرون مىرود حبّ رياست است، چون ريا دردى است نهانى كه بزرگترين تور شياطين مىباشد، لازم است گفتارى مبسوط در انگيزه و حقيقت، درجات، اقسام، راه درمان، و پرهيز از آن، داشته باشيم و اين غرض از ترتيب كتاب كه دو بخش است روشن مىشود. در بخش اول مطالب زير بيان شده است: دوستى مقام و شهرت، نكوهش شهرت و نشر آوازه، فضيلت گمنامى، نكوهش جاه و مقام، معناى جاه و حقيقت آن، علّت اين كه مقام از مال محبوبتر است.
بيان اين كه جاه و مقام كمال خيالى است نه حقيقى، دوستى آن اندازه از مقام كه ستوده است و آن مقدار كه نكوهيده است، علت دوستى مدح و ستايش و بد آمدن از نكوهش، درمان حبّ مقام، درمان حبّ ستايش، درمان بد آمدن از نكوهش، اختلاف احوال مردم در نكوهش و ستايش كه دوازده فصل است و معانى ريا از آنها نشأت مىگيرد و ناگزير بايد آنها را جلوتر بيان كنيم.