راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٦ - شرح درمان بخل
مىآيند. پس بداند همان طور كه ديگر بخيلان بر قلب او گران مىآيند او نيز در دلهاى مردم گران و زشت مىباشد، و نيز دلش را با انديشيدن در هدف از آفرينش مال درمان كند، و از مال جز به مقدار نيازش نگاه ندارد و بقيّه را با بخشيدن و كسب ثواب براى آخرتش ذخيره كند. اين بود داروها از نظر علم و معرفت، پس هرگاه با نور بصيرت دريافت كه بخشيدن مال برايش در دنيا و آخرت بهتر از نبخشيدن است اگر عاقل باشد به بخشيدن ميل مىكند و اگر انگيزه بخشش فراهم شد شايسته است كه درنگ نكند و ببخشد، چرا كه شيطان به او وعده فقير شدن مىدهد و او را مىترساند و مانع از بخشش مىشود.
ابو الحسن بوشنجى روزى در توالت بود. شاگردش را فراخواند و گفت: جامهام را بيرون بياور و به فلانى بده. گفت: چرا صبر نكردى كه بيرون شوى؟ گفت: هم اكنون به دلم گذشت كه آن را ببخشم و مطمئن نبودم كه نفسم تغيير نكند. صفت بخل فقط وقتى از بين مىرود كه شخص با زحمت خود را به بخشيدن وادارد، چنان كه عشق از بين نمىرود جز اين كه عاشق با مسافرت كردن از محل سكونت معشوق از او جدا شود و با سفر كردن و با زحمت جدا شدن و مدّتى شكيبايى كردن دلش از عشق او آرام بگيرد.
همچنين كسى كه مىخواهد بخل را درمان كند شايسته است كه مال را ببخشد و با زحمت از آن جدا شود، بلكه اگر مال را در آب بيفكند از نگاه داشتن مال و دوستى آن سزاوارتر است«١٣٦». يكى از حيلههاى ظريف در اين رهگذر آن است كه خود را به خوشنامى و شهرت يافتن به سخاوت بفريبد و ريا كارانه مال ببخشد تا به خودش اجازه دهد براى طمع در شكوه بخشش، مال ببخشد بدين ترتيب پليدى بخل از نفس او برطرف مىشود و پليدى ريا را كسب مىكند. اما پس از آن از ريا منصرف مىشود و آن را درمان كند. نامخواهى براى نفس در هنگام جدايى از مال نوعى دلدارى است، همان
«١٣٦» اين عمل شرعا حرام است .