روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٦ - ترجمه
و زمين هيچ[بر] [١]خداى تعالى پوشيده نماند،چگونه پوشيده بود احوال شما در موالات كفّار،و آنكه شما با ايشان مساعدت از دل يا از زبان كنى! وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ،و خداى تعالى بر همه چيز [٢]قادر است.براى آن گفت تا بدانند كه اين تأخير عذاب و مهلت و انظار مستحقّ [٣]عذاب نه براى عجز مىكند،و لكن لنوع من المصلحة المقتضية لذلك في التّكليف،براى آن تا مكلّفان ممكّن باشند و ممهّل باشند،و ايشان را بر خداى تعالى حجّت نبود،بل حجّت خداى را باشد برايشان.
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً ،و نصب او [٤]بر فعلى مقدّر [٥]باشد،كأنّه قال:اذكروا و خافوا يوم.و گفتهاند:نصب او بر ظرف است از معنى آيت مقدّم [٦]،براى آنكه آيت اوّل متضمّن وعيد است و تهديد،كأنّه قال تعالى:ما اوعدتكم [٧]به في الآية المتقدمة انّما يقع و يكون يوم القيمة.و گفتهاند [٨]قوله:
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّٰهُ نَفْسَهُ ،و گفتهاند من قوله: وَ إِلَى اللّٰهِ الْمَصِيرُ .گفت:ياد كنيد [٩]و فراموش مكنيد [١٠]تا بدانيد [١١]كه اين وعيدها-كه ذكر آن سابق شد-در روزى خواهد بودن كه هر نفسى آنچه كرده باشد از خير و شر،و نفع و ضرّ،و نيك و بد،و طاعت و معصيت،و حسنه و سيئه حاضر يابد،نظيره قوله تعالى: وَ وَجَدُوا مٰا عَمِلُوا حٰاضِراً [١٢].
جمله قرّاء خوانند [١٣]:«محضرا»بفتح الضّاد على انّه مفعول،و در شاذّ عبيد بن عمير [١٤]خواند [١٥]:«محضرا» [١٦]على انّه فاعل على معنى انّ عمله [١٧]يحضره للجزاء من
[١] .اساس،وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .دب:همه چيزها.
[٣] .كذا:در اساس:ديگر نسخه بدلها:مستحقّان.
[٤] .چاپ شعرانى(٩/٣):نصب يوم.
[٥] .اساس:مصدر،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .همه نسخه بدلها متقدّم.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:ما وعدتكم.
[٨] .دب+من.
[٩] .وز،دب:ياد كنى/ياد كنيد.
[١٠] .وز،دب:مكنى/مكنيد.
[١١] .وز،دب،آج،لب:تا بدانى/تا بدانيد.
[١٢] .سوره كهف(١٨)آيه ٤٩.
[١٣] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:خواندند.
[١٤] .اساس:عمير بن حميد،آج،لب،فق،مب،مر،چاپ شعرانى(٩/٣):عبيد بن عمرو،با توجّه به وز،دب تصحيح شد.
[١٥] .اساس:خواندند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٦] .اساس:محضر،با توجّه به وز،دب تصحيح شد.
[١٧] .آج:علمه.