روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٨ - ترجمه
وَ لاٰ يُضَارَّ كٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِيدٌ ،اصل كلمه«يضارر»بوده است يا«يضارر»على اختلاف المفسّرين،پس ادغام كردهاند«را»را[در«را»] [١]براى تخفيف،و تحريك آخر كلمه براى ادغام كردهاند،و اختيار فتحه لكونها اخفّ الحركات كردهاند [٢].
امّا معنى آيت،بعضى مفسّران گفتند تقدير آن است كه:و لا يضارر كاتب و لا شهيد،بايد تا اضرار نكند [٣]دبير و گواه [٤].اضرار دبير آن بود كه چيزى نويسد [٥]كه بر او املا نكرده باشند يا [٦]زيادت و نقصان كند،يا در اجل تقديم و تأخير كند.
و اضرار گواه آن باشد[٣٧٩-ر]كه گواهى به خلاف راستى دهد،يا [٧]براستى گواهى پنهان كند،و اين قول طاوس و حسن و قتاده و ابن زيد است.
بعضى دگر بر فعل مجهول حمل كردند و گفتند:تقدير اين است [٨]:و لا يضارر كاتب،دبير و گواه و اضرار نكنند [٩]،اضرار ايشان آن بودى [١٠]كه مردى بيامدى و دبير [١١]را گفتى:چيزى بنويسى براى من،و گواه را گفتى:گواه شو.ايشان گفتندى:ما مشغوليم [١٢]،كسى ديگر را بگو،او بنهرفتى [١٣]و الحاح كردى و گفتى:خداى تو را فرموده است،و تو را واجب است،و برايشان تشنيع كردى.خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد از اين معنى،و دليل اين تأويل قرائت عمر است و ابىّ كعب و عبد اللّه مسعود:و لا يضارر،به اظهار تضعيف على ما لم يسمّ فاعله.و ابو جعفر [١٤]، «و لا يضار»مجزوم مخفّف خواند.و اين ضعيف باشد براى آنكه اين جمع ساكنين بود
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .تب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:كردند.
[٣] .همه نسخه بدلها:نكنند.
[٤] .آج+را.
[٥] .اساس:نويسنده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .دب،لب،فق،مب،مر:تا.
[٧] .مج،وز،دب،لب،فق،مب،مر:تا.
[٨] .اساس كه نونويس است:تقديره،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .همه نسخه بدلها بجز وز:ندارد.
[١٠] .همه نسخه بدلها بجز تب:بود.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب،مب،مر:دبيرى.
[١٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:برو و،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .بنهرفتى/بنرفتى.
[١٤] .همه نسخه بدلها+خواند.