روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٧ - ترجمه
ما را صد گوسفند [١]هست،هرگه كه يكى بيفزايد بكشيم تا صد بيش نباشد.
«الجاهل»،يعنى آنكه ايشان را و احوال ايشان [٢]نداند،گمان برد كه ايشان توانگراند ازآنكه ايشان كس را سؤال نكنند،و اگر كنند الحال نكنند در سؤال.
و«التّعفّف»،التّفعّل من العفّة،و عفّ عن كذا اذا كفّ عنه،و تعفّف تكلّف الكفّ،قال رؤبة:
فعفّ عن اسرارها بعد الغسق
محمّد بن المفضّل گفت:بلندهمّتى [٣]ايشان را منع كند كه جز از خداوند خود سؤال كنند و حاجت خواهند،و اين علوّ همّت كارى عظيم است و در هركس نيابند [٤]، و آن را كه آن باشد خود گمان برد كه از او توانگرتر [٥]در جهان [٦]كس نيست،دنيا و حطام او در چشم او وقعى ندارد و چيزى نسنجد از سر همّت خود.اگر به پادشاه نگرد رعيّت بيند او را،امير به نزديك او همان و حشم به نزديك [٧]او همان.از اين جا قديم-جلّ جلاله-رسول خود را مدح كرد كه شب معراج چون كون و كائنات بر او عرض كردند،از بلندهمّتى [٣٦٧-پ]به گوشه چشم با هيچ ننگريد [٨]،عرش با عظمت و كرسى با سعت [٩]و لوح با بسطت و قلم با جريت و بهشت با نعمت و دوزخ با سطوت، نه به اين طمع كرد و نه از آن بشكوهيد،لا جرم قرآن مجيد[ش] [١٠]چنين ستود كه: مٰا زٰاغَ الْبَصَرُ وَ مٰا طَغىٰ [١١].و آنها [١٢]كه در دور دولت او بودند،اقتدا بدو كردند و همّت بلند داشتند ازآنكه از هركسى بل [١٣]از هر خسى چيزى خواهند كه در آن،وضع قدر ايشان باشد،و عمر بر فقر و فاقه به سر مىبردند [١٤]و بدان [١٥]راضى بودند،چنان كه
[١] .مج،وز،آج،فق:گوسپند.
[٢] .فق+را.
[٣] .تب+ايشان.
[٤] .اساس:نباشد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .تب:تونگرتر.
[٦] .مج،آج،لب،فق،مب،مر:در همه جهان.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:ببر.
[٨] .دب+و.
[٩] .مب:با وسعت.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .سوره نجم(٥٣)آيه ١٧.
[١٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:و هر،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .اساس كه در اين مورد نونويس است:يا،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .همه نسخه بدلها:به سر بردند.
[١٥] .تب:برآن.