روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
سعيد جبير گفت:مسلمانان عادت داشتندى كه صدقه به درويشان اهل ذمّت دادندى.چون درويشان مسلمانان [١]بسيار شدند آن بازگرفتند،خداى تعالى اين آيت فرستاد: لَيْسَ عَلَيْكَ هُدٰاهُمْ .
وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ ،مراد به«هدى»در آيت توفيق و لطف است كه به خداى تعالى تعلّق دارد كه عند آن بنده ايمان آرد تا نزديكتر باشد.اين بر رسول نيست،بر خداست،[و اين] [٢]خود رسول نتواند كرد.و مراد به«هدى»بيان و دعوت نيست،كه هدى [٣]بيان و دعوت بر رسول است.
عمر عبد العزيز روايت كند كه يك روز [٤]عمر خطّاب پيرى را ديد از اهل ذمّت كه بر در سرايى سؤال مىكرد.عمر گفت:انصاف نيست كه ما از تو جزيت مىستديم تا جوان بدى،چون پير شدى صدقه به تو ندهيم،آنگه اجرايى پديد كرد از بيت المال،خداى تعالى گفت:هداى مردمان كه ايمان دارند يا ندارند [٥]بر تو نيست،و لكن خداى تعالى هدايت دهد از باب الطاف و توفيق آن را كه خواهد.
وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ،و آنچه شما نفقه كنى از مال براى خود كنى.
«ما»هم جزاى است براى آن [٦]در جوابش«فا»بازآمد. وَ مٰا تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ وَجْهِ اللّٰهِ ،اين«ما»نفى است،و شما نفقه جز براى خداى نمىكنى [٧].و مراد به «وجه»در آيت رضاى خداست.
وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ ،«ما»اين جا [٨]نيز مجازات راست، يُوَفَّ إِلَيْكُمْ جزاى اوست [٩]براى آن هر دو مجزوم است،و آنجا كه«ما»[حرف] [١٠]نفى است،«نون»بر جاى است،و اين دو جاى ساقط است به جزم شرط و جزاء هرچه نفقه كنى از مال جزا [١١]و مكافات آن تمام بدهند شما را. وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ ،اى
[١] .آج:مسلمان.
[٢] .اساس:كلمه زير وصّالى رفته است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .چاپ شعرانى(٣٨٣/٢):هداى.
[٤] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:كه روزى.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ايمان دارى يا ندارى.
[٦] .تب+كه.
[٧] .اساس:نكنى،تب،مج،وز،مب،مر:نمىكنيد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:جايگاه.
[٩] .تب+و.
[١٠] .اساس:ندارد،دب:حروف،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .مر:اجر.