روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
و حقّى بود [١]اين بدهد بنستانى [٢]الّا آنگه كه وضع كنى چيزى از او و نقصان كنى،و بد به حساب نيك نستانى [٣].
حسن و قتاده گفتند:معنى آن است كه اگر اين جنس در بازار بينى كه مىفروشند بنستانى الّا آنگه كه بر شما ظلم كنند و حيف،و اين قول بنا بر قرائت خود كرد كه خواند:الّا ان تغمضوا فيه-على ما لم يسمّ فاعله،و[بر] [٤]اء بن عازب نيز گفت:اگر كسى به هديّه به شما آرد شما نپذيرى الّا كه چشم بر هم نهى از شرم خداوندش.
و بر اين قول«اغماض»،كنايت باشد از شرم،و بر [٥]قولهاى ميانين عبارت باشد از نقصان،و معنى آنكه خداى تعالى گفت:آنچه خود را نمىپسندى [٦]چرا مرا مىپسندى [٧].
قولى ديگر آن است كه خداى تعالى گفت:اصحاب صدقات شريكان شمااند در مال،اگر همه نيك بود جز نيك نبايد دادن،و اگر همه بد بود[روا بود] [٨]كه بد بدهى براى آنكه بر [٩]تو آن است،پس اگر مال بد بود و تو اغضا كنى برآن و مسامحت،و حق خداى تعالى نيك بدهى به باشد،و اين قول خلاف ظاهر است لقوله: وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ ،و نمىگويد:و لستم بمعطيه او بباذليه [١٠].
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ،و بدانيد [١١]كه خداى تعالى مستغنى است از صدقات شما اگر ندهى،و حميد است،يعنى حامد است سعى شما را اگر بدهى.و بر اين قول فعيل به معنى فاعل باشد،و گفتهاند:فعيل به معنى مفعول است،يعنى [١٢]
[١] .همه نسخه بدلها بجز دب:حقّى و دينى بود.
[٢] .مب:نستانى.
[٣] .مج،وز،لب،فق:بستانى،همه نسخه بدلها+از او.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .همه نسخه بدلها بجز دب+اين.
[٦] .تب:دب:نپسندى.
[٧] .دب،فق،مب،مر:مرا پسندى.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .اساس:نزد،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .اساس:بباذله،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .تب:ندارد،ديگر نسخه بدلها بجز دب:بدانى.
[١٢] .اساس:مفعول قول حميد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.