روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - ترجمه
بازرگانان!شما فاجرانى [١]الّا آنكه متّقى باشد و نيكوكار و راستگر [٢]كه مال خرج مىكند از اين جانب و از آن جانب.
قيس بن ابي غرزة الغفارىّ گفت:ما را در عهد رسول-عليه السلام-در مدينه سمسار خواندندى.رسول-عليه السلام-آمد و ما را نامى نهاد از آن بهتر،گفت:
يا معشر [٣]التجار، اى جماعت بازرگانان!
هذا البيع يحضره اللغو و الكذب و اليمين فشوبوه بالصدقة ،اين بيع،را لغو و دروغ و سوگند در وى شود،آن را با صدقه به يك جا برآميزى.
ابو امامة روايت كند كه،رسول[٣٦١-ر]-عليه السلام-گفت:خير ده جزو است،فاضلترين آن تجارت است چون حق بستاند و حق بدهد.و رسول-عليه السلام- گفت:
تسعة اعشار روزى در تجارت است.
و عبد اللّٰه عبّاس روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:نبادا كه [٤]موالى شما را [٥]غلبه كنند بر تجارت،اى جماعت قريش!كه بركت در تجارت است و خداوندش درويش [٦]نشود الّا بازرگانى كه سوگندخواره باشد.
ابو وائل گفت:يك درم از تجارت دوستتر دارم كه ده [٧]درم از عطا.و رسول -عليه السلام-گفت:پاكتر آنچه مردم [٨]خورد از كسب او باشد و فرزند او [٩][از كسب اوست] [١٠].
سعيد بن عمير [١١]گفت:رسول را-عليه السلام-پرسيدند كه:از كسبهاى مرد چه
[١] .تب،مج،وز،مب،مر:فاجرانيد.
[٢] .تب،آج،لب،فق،مب،مر:راستگو،مج،راستگير،وز،دب:راستيگير كه براساس و ديگر نسخ مرجّح مىنمايد.
[٣] .تب:معاشر.
[٤] .تب،آج،لب،فق:سعى بايد كرد كه،مج،وز:نباد كه،مب،مر:بيعى بايد كرد.
[٥] .تب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٦] .اساس كه در اين كلمه نونويس است:خداوند خسران،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .اساس كه در اين كلمه نونويس است:ده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:مرد.
[٩] .اساس،دب،مب،مر:فرزندان او،با توجّه به تب تصحيح شد.
[١٠] .اساس:كلمه در زير وصالى رفته است،با توجّه به تب افزوده شد.
[١١] .تب،فق:سعيد جبير،آج،لب:سعيد بن جبير.