روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧ - ترجمه
و الجر جير،مگر سير و ككج،و بر ميان آن سفرهاى صرخ بود [١]،و برآن ماهىاى [٢]برشته [٣]،به نزديك سرش نمك نهاده و به نزديك دنبالش سركه نهاده،و به دستارى از دستارهاى بهشت پوشيده.اصحاب عيسى حاضر آمدند و گفتند:تو را كشف اين بايد كردن،او دست فراز كرد و آن دستار از روى خوان برگرفت،توانگران [٤]بديدند [٥]حقير آمد ايشان را از آن بنخوردند،گفتند:اندكى [٦]است.
عيسى-عليه السلام-ندا كرد و درويشان را بخواند تا از آن خوان مىخوردند، چهل چاشت از آن بخوردند[تا چهار هزار يا چهل هزار مرد از آن بخوردند] [٧]،هيچ بيمار [٨]نخورد كه نه شفا يافت،و هيچ ديوانه نخورد و [٩]الّا به هوش آمد،و هيچ نابينا نخورد و الّا بينا شد،و هيچ مقعد نخورد و الّا به رفتن آمد،و هيچ پير نخورد و [١٠]و الّا برنا شد.
چون رسول-صلوات اللّه عليه و آله-و ايشان از آن فارغ شدند و دست بشستند، رسول-عليه السلام-گفت:اين جفنه برگير و همان جا كه نهاده بود بنه [١١]،جفنه بر گرفت و با جاى خود برد[٣٥٧-ر]و بنهاد،[در حال] [١٢]به آسمان بردند و رسول -عليه السلام-و اميرالمؤمنين با مسجد شدند و نماز خفتن بكردند.
[بر دگر روز] [١٣]اميرالمؤمنين -عليه السلام-در مسجد نشسته بود،اعرابى بيامد بر ناقهاى نشسته و على را از مسجد بيرون خواند [١٤]و كيسهاى بزرگ به او داد [١٥]،گفت:
اين بستان كه تو راست و ناپيدا شد[اميرالمؤمنين -عليه السلام] [١٦]بيامد و كيسه به رسول داد و او را بگفت [١٧]كه:[اين] [١٨]اعرابى به من داد و ناپيدا شد.
رسول-عليه السلام-سر آن كيسه بگشاد و[از پيش] [١٩]بريخت در آنجا هفصد [٢٠]
[١] .تب،سرخ نهاده،ديگر نسخه بدلها،سرخ بود.
[٢] .همه نسخه بدلها:ماهى.
[٣] .تب:بريان كرده بود.
[٤] .تب+چون آن.
[٥] .تب+در چشم ايشان.
[٦] .همه نسخه بدلها:اندك.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٨] .تب+و رنجورى از.
[١٠] [٩] .آنهمه نسخه بدلها:ندارد.
[١١] .تب،مج،وز:و همان جا بنه كه نهاده بود.