روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦ - ترجمه
به در آمد و آب پيش [١]رسول آورد تا رسول-عليه السلام-دست بشست،و اميرالمؤمنين در او مىنگريد تا[او] [٢]چه خواهد كردن! آنگه در خانه رفت و آن جفنه بيرون آورد و در پيش ايشان بنهاد.رسول -عليه السلام-و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين از آن طعام مىخوردند.
سايلى به در حجره فراز آمد و سؤال كرد.اميرالمؤمنين دست فرار كرد [٣]تا پارهاى[از آن] [٤]طعام به او دهد.رسول-عليه السلام-گفت[مه] [٥]:يا على!مكن[اى على] [٦]كه اين سايل ابليس است،خبر يافت كه خداى ما را طعام بهشت فرستاده، خواست تا [٧]با ما شريك باشد،و طعام بهشت در دنيا همه [٨]هركس[را] [٩]نرسد.
اميرالمؤمنين گفت:يا رسول اللّه!اين طعام از بهشت است؟گفت:آرى![و] [١٠]خداى تعالى طعام بهشت به كس نفرستاد مگر[آن خوان كه] [١١]براى عيسى[مريم فرستاد] [١٢]،و اين جفنه براى ما.
اميرالمؤمنين گفت:يا رسول اللّه!آن خوان كه [١٣]براى عيسى[بن مريم] [١٤]فرستاد چه[نوع بود و برآن خوان چه طعام] [١٥]بود؟گفت [١٦]:[آن] [١٧]خوانى[بود كه] [١٨]از زر سرخ،مكلّل به درّ و ياقوت و زمرّد،چهل گز در چهل گز[و] [١٩]آن را چهار پايه بود، و برآن خوان [٢٠]پنج نان بود[و] [٢١]بر سر هر نانى نارى [٢٢]بود پوست باز كرده،و بر زبر [٢٣]هر نارى سيبى،[و] [٢٤]از انواع ترها [٢٥]برآن خوان همه چيزى بود-ما خلال الثّوم
[١] .همه نسخه بدلها بجز تب و مب:بيش.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مب:دست دراز كرد،وز:دست كرد.