روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٠ - ترجمه
حاضر آيند.فامّا آنان كه آمده نباشند [١]،اين معانى در حقّ ايشان لطف نبود-لأمر يرجع اليهم-براى [٢]كارى كه راجع باشد به ايشان نه با ميزبان،و اين وجهى نيكو و معتمد است.
وجهى دگر آن است كه:خداى تعالى حكم نكند به هدايت آنان كه به اين صفت باشند.وجهى دگر آنكه:مراد به«هدى» [٣]ثواب بود،اى كيف يثيب [٤]اللّه، خداى چگونه ثواب دهد و هدايت ره بهشت كند آنان را كه به اين صفت باشند! فامّا قوله: كَفَرُوا بَعْدَ إِيمٰانِهِمْ ،مراد آن است كه:كفروا بعد اظهارهم الايمان، براى آنكه ارتداد از مؤمن حقيقى درست نباشد به نزديك ما،براى آنكه مؤدّي بود با اصلى از دو اصل فاسد:امّا احباط،و قد دلّ الدّليل على بطلانه،و امّا جمع بين الاستحقاقين على سبيل التّأبيد.بيان اين آن است كه اجماع است كه بر ايمان استحقاق ثواب ابد [٥]باشد،و بر كفر عقاب ابد اگر مؤمن محقّق كه به ايمان مستحقّ ثواب ابد بوده باشد [٦]كافر شود و كفرى حقيقى مستحقّ عقاب ابد شود،پس در يك حال هم مستحقّ ثواب ابد باشد و هم مستحقّ عقاب ابد،و اين محال است،و امّا بايد گفتن كه عقاب كفرش ثواب ايمانش محبط كرد [٧]،و احباط باطل است به نزديك ما،چون هر دو اصل فاسد است،دليل كند بر آنكه مؤمن حقيقى مرتد نشود امّا يا مظهر ايمان بده [٨]باشد در اوّل و يا مظهر كفر بده [٩]باشد در دوّم.
اگر گويند:چه گويى در كافر كه مسلمان شود نه همچنين باشد يا مؤدّي بود با جمع بين الاستحقاقين،و امّا مؤدّى بود با احباط؟جواب گوييم:احباط نباشد اين جا،و انّما خداى تعالى اسقاط عقاب او كند به اجماع،
لقوله-عليه السلام- الاسلام يجبّ ما قبله، اسلام آن را كه پيش آن باشد [١٠]ببرد. وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ ،و خداى تعالى هدايت نكند به اين معانى كه گفتند [١١]ظالمان را،و مراد به«ظالم»
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:كه نيامده باشند.
[٢] .دب،مب،مر:از براى.
[٣] .مب،مر:يهدى.
[٤] .مب،مر:يثبت.
[٥] .لب،فق،مب،مر:ابدى.
[٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:شده باشد.
[٧] .مب،مر:گرداند.
[٩] [٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بوده.
[١٠] .دب:آنچه پيش اين بوده باشد،مب،مر:پيش از آن بوده باشد.
[١١] .مب،مر:گفتيم.