روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٢ - ترجمه
او متحرك باشد،يقولون:ضربته ضربا شديدا،چنان كه:ميم [١]انتم و قمتم،و انشد:
لمّا راى ان لا دعه و لا شبع
مال الى ارطاة حقف فاضطجع
و آنكس كه اختلاس كرد اكتفا كرد از«ياء»به كسره و از«واو»به ضمّه، و آن قرائت سلام است در شاذّ يؤده،و انشد الفرّاء:
اتاني كلاب و ابن اوس فمن يكن
قناعه مغطيا فانّي لمجتلي
و آنكه اشباع كرد مراعات اصل كرد.سيبويه گفت:پس«ها»ى ضمير مذكّر«واو»ى بيارند اگر مضموم بود،و«يا»يى اگر مكسور بود،چنان كه ما بعد «ها»كه ضمير مؤنّث بود«الفي»بيارند.
إِلاّٰ مٰا دُمْتَ عَلَيْهِ قٰائِماً ،يحيى بن وثّاب و اعمش و طلحة بن مصرّف در شاذّ خوانند:الا ما دمت،و اين لغت تميم است كه گويند:متّ تموت،و دمت تدوم،با آنكه كلمه من ذوات الواو است.فرّاء گفت:لغت بعضى عرب است دام يدام و مات يمات،على فعل يفعل،مثل:خاف يخاف و هاب يهاب.
عبد اللّه عبّاس گفت:ملحّا،مگر الحاح و سختى كنى.مجاهد و عطا و سعيد بن جبير گفتند:مواظبا،تا مداومت بكنى و ملازمت.قتاده گفت:مداومت [٢]تقاضا خواست.
سدّى گفت:قائما على راسه،قتيبى گفت:قيام در آيت كنايت است از مداومت مطالبت،براى آنكه مرد متكاسل را قاعد خوانند.
ابو روق گفت معنى آن است كه:چندانى معترف باشد كه تو ايستاده باشى [٣]در وقت نهادن،چون بروى و روزگارى برآيد منكر شود.
ذٰلِكَ ،آن [٤]،يعنى آن استحلال و خيانت براى آن است كه ايشان گفتند:
لَيْسَ عَلَيْنٰا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ ،بر ما حرجى نيست در مال عرب،بيانش: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ [٥]،اى في العرب،و مراد به«سبيل»حرج است لقوله: مٰا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ [٦]،اى من حرج.
[١] .اساس:اميم،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج:به مداومت.
[٣] .وز+و.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اين.
[٥] .سوره جمعه(٦٢)آيه ٢.
[٦] .سوره توبه(٩)آيه ٩١.