روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧ - ترجمه
آن [١]مجزوم است،يعنى گوييم:لعنت بر دروغزن [٢]باد.
إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ ،اين [٣]،يعنى اين [٤]قصّه پيغمبران كه رفت همه قصّه حقّ است.
و در«هو»خلاف كردند.بعضى نحويان گفتند:فصل است،و كوفيان اين عماد [٥]خوانند،نحو قولهم:انّ زيدا لهو المنطلق.و بر اين قول محلّى نباشد او را از اعراب.و بعضى گفتند:مبتداى دوم است،نحو قولهم:زيد [٦]ابوه منطلق.
و قصص خبرى باشد كه در او تتابع معنى بود،من قولهم:قصّ اثره،اى اتّبعه،و منه قوله تعالى: وَ قٰالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ [٧]...،اى اتّبعي [٨]اثره.
وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ ،«ما»نفي است،و«من»مؤكّد نفي است براى نفي جنس را، چنان كه:ما في الدّار من رجل الّا زيد،و بجز خداى خدايى نيست،ردّ بر ترسايان كه گفتند:عيسى خداست،و گفتند: إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ [٩]...،سه گفتند [١٠]يكى شده:
اقنوم اب،و اقنوم ابن،و اقنوم روح القدس.به«اب»خداى را خواستند [١١]،و به «ابن»عيسى را،و به«روح القدس»جبرئيل را،و اين قولى [١٢]نامعقول است كه سه ذات يكى باشد،و ابوّت و [١٣]خداى [١٤]روا نيست كه اين از صفات اجسام و محدثات بود،و او تعالى قديم است و خالق اجسام.
وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ،خداى تعالى [١٥]عزيز است و غالب،اگر خواهد قهر كند ترسايان را و جمله انواع كفّار را به كفرشان،و لكن نكند براى آنكه حكيم
[١] .دب+كه.
[٢] .دب:دروغزنان.
[٣] .دب:انّ هذا.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٥] .دب:آن را اعماد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:انّ زيدا.
[٧] .سوره قصص(٢٨)آيه ١١.
[٨] .مج:اتبقى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .سوره مائده(٥)آيه ٧٣.
[١٠] .مر:گفته.
[١١] .مج:خواند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .فق:قول.
[١٣] .كذا:در مج،وز،ديگر نسخه بدلها:بر.
[١٤] .شايد كه كلمه به صورت«خدايى»بوده باشد.
[١٥] .وز،دب،مب،مر:و خداى تعالى،آج،لب،فق:و خداى تعالى جلّ جلاله.