روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤١ - ترجمه
و قال تعالى: وَ لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَهُمْ إِلىٰ أَمْوٰالِكُمْ [١]...،اى مع اموالكم.و حسن بصرى و ابو عبيده گفتند:«الى»به معنى«في» [٢]است،اى من انصاري في اللّه و في سبيل اللّه،قال طرفة:
و ان تلتقى الحىّ الجميع تلاقني
الى ذروة البيت الكريم المصمّد
اى في ذروة.و«الى»هرجايى به معنى مع نباشد،مگر آنجا كه در او اضافه و مصاحبت باشد،و معنى آن بود كه:من انصاري مضافا الى اللّه،يعنى خداى مرا خود [٣]يار است،كيست كه رغبت كند كه با خداى يار شود در يارى من! جبّائي گفت:«الى»به معنى«لام»است،چنان كه گويند:هديته [٤٢٧-پ]لكذا و الى كذا،قال اللّه تعالى: قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكٰائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّٰهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ [٤].
قٰالَ الْحَوٰارِيُّونَ ،گفتند حواريّان.مفسران خلاف كردند در آنكه حواريّان كه بودند،و چرا ايشان را حوارىّ خواندند.
سدّى گفت:ملاّحان و صيّادان دريا بودند-چنان كه شرح داديم-و اين روايت سعيد جبير است از عبد اللّه عبّاس [٥]،گفت:براى آن حوارىّ خواند [٦]ايشان را لبياض ثيابهم،براى آنكه سپيد [٧]جامه بودند [٨].
عطا گفت:مادر او را به دكّان گازران و رنگرزان [٩]داد [١٠]تا پيشه بياموزد،و او به دكّان رئيس صبّاغان بود و جامه بسيار در دكّان او جمع شده بود.عيسى را گفت:
مرا روزى چند به دهى كارى هست آنجا خواهم رفتن،و اين جامهها را علامت بر كردهام هريكى [١١]به رنگى مىبايد كه برآن رنگ علامت دارد،و او برفت.
عيسى-عليه السلام-جمله در خم [١٢]نيل نهاد و رها كرد و گفت:اللّهم اخرجها على
[١] .سوره نساء(٤)آيه ٢.
[٢] .مر:مع.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:خداى خود مرا.
[٤] .سوره يونس(١٠)آيه ٣٥.
[٥] .دب+و.
[٦] .آج،لب،فق،مر:خواندند،مب:خوانند.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:سفيد.
[٨] .آج،لب،فق،مر:بودندى.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:رنگرزان.
[١٠] .مب:دادى.
[١١] .آج،لب،فق،مب،مر+را.
[١٢] .دب:جمله جامه درخت.