روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٣ - ترجمه
وزير و خليفه من در حيات من و خداوند امامت از پس وفات من،و بهينه هركس كه او را رها كنم و آن على ابو طالب [١]است.الا و هركه طاعت او دارد طاعت من داشته باشد،و هركه طاعت من دارد طاعت خداى داشته باشد،و هركه از او مفارقت كند از من مفارقت كرده باشد،و هركه از من مفارقت كند از خداى مفارقت كرده باشد- يعنى از دين خدا-و هركه از خدا مفارقت بكند لعنت خدا بر او باد [٢].
پس از آن روزى اوس [٣]بن بشر التّيمىّ على را گفت:ابيتم يا بنى هاشم الّا المخاريق [٤]،اى بنى هاشم شما الّا حيله چيزى ديگر نكنى،اى بنى هاشم چرا شما به ولايت مخصوصيد [٥]دون ما؟اميرالمؤمنين گفت:
و ابيت يا اوس [٦]الّا من كذب [٧]، تو اى اوس [٨]الّا دروغ ندانى
انّ اللّه اختارنا ذرية ابراهيم ،خداى تعالى ما را كه فرزندان ابراهيميم [٩]برگزيد.اوس [١٠]گفت:و ما نيز از فرزندان آدميم و زنگيان و نوبيان [١١]از فرزندان سام بن نوحاند [١٢]-و اينان دو پيغمبر [١٣]مرسل بودند.
على-عليه السلام-برفت و رسول را خبر داد به آنچه ميان ايشان رفت.رسول -عليه السلام-گفت:
و اللّه لا ازجره الّا بالوحى ،به خداى كه من زجر او[جز] [١٤]به وحى نكنم.در حال جبريل مىآمد [١٥]و گفت:خدايت سلام مىكند،و اين آيات [١٦]آورد: قُلْ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ الْكٰافِرِينَ، إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى الْعٰالَمِينَ، ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
[١] .مب،مر:على بن ابى طالب.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:باشد.
[٨] [٣] .آج،لب،فق،مب،مر:اويس.
[٤] .آج،لب،الّا المحال،لب،فق:الّا المحار.
[٥] .وز،دب،مخصوصى/مخصوصيد،مب:مخصوص آييد.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:اويس.
[٧] .كذا در اساس،ديگر نسخه بدلها:الّا الكذب.
[٩] .اساس،دب،ابراهيم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .مب،مر:اويس.
[١١] .اساس:او بيان،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .دب،آج،لب:حام بن نوح.
[١٣] .وز،دب:پيغامبر.
[١٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٥] .دب،مر:ندارد.
[١٦] .مب،مر:آيت.