روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
ابو منصور [١]دوانيقى است كه او را در اين وقت جاسوسان بودند تا خود [٢]شيعه [٣]صادق جعفر بن محمّد-عليهما السلام-به نزديك كه شوند،و قائممقام جعفر كه باشد!من گفتم: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ [٤]،كار افتاد و لكن شما برويد [٥]كه او مرا مىخواند تا شما نيز هلاك نشويد [٦]،و من خائف و انديشناك در پى او ايستادم.مرا بياورد تا به در سراى موسى جعفر [٧]-عليهما السلام-و آنجا بنشاند و به خادمى سپرد و او در سراى شد.
ساعتى بود يكى به در آمد كه درآى.من در سراى شدم،راست كه چشمش بر من افتاد مبتدا [٨]گفت:
الىّ الىّ لا الى الجبريّة و لا الى القدريّة و لا الى المرجئة و لا الى الزّيدية و لا الى المعتزلة.
من رفتم و [٩]پيش او بنشستم،او را گفتم:يا بن رسول اللّه!پدرت با جوار رحمت خداى انتقال كرد.گفت:آرى.گفتم:يا ابن رسول اللّه!به مرگ مرد؟گفت:
بلى.گفتم:ما را رجوع با كيست پس از او؟[گفت] [١٠]:
انشاءاللّه ان يهديك هداك. گفتم:يا بن رسول اللّه!برادرت عبد اللّه دعوى امامت مىكند.گفت:
عبد اللّه يريد ان لا [١١]يعبد اللّه، او نمىخواهد كه خداىپرست باشد.گفتم:جعلت فداك فمن لنا بعده،امام ما كيست پس از پدرت؟گفت:
انشاءاللّه ان يهديك لهداك. گفتم:يا بن رسول اللّه،تو امامى پس از پدرت؟گفت:من اين نمىگويم، با خويشتن گفتم:هيچ فايدهاى حاصل نشد مرا.گفتم:يا بن رسول اللّه!ا عليك امام،بر تو امام [١٢]هست؟گفت:نه.
چون اين سخن از او بشنيدم،چندان [١٣]هيبت او در دل [١٤]آمد و اعظام و اجلال او
[١] .كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها،صحيح:ابو جعفر منصور.
[٢] .چاپ شعرانى(٦/٣)+بيند كه.
[٣] .لب:شيعت.
[٤] .سوره بقره(٢)آيه ١٥٦.
[٥] .دب،آج،لب،فق:بروى/برويد.
[٦] .دب،آج،لب،فق:نشوى/نشويد.
[٧] .دب:موسى بن جعفر.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:افتاد مرا گفت.
[٩] .مر+در.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .دب:لا يريد ان.
[١٢] .مب:امامت:مر:امامى.
[١٣] .همه نسخه بدلها:چندانى.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+من.