روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
ابن [١]المسيّب روايت كند كه مردى به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه! به فرياد من رس كه [٢]هلاك شدم!گفت:چه كردى؟گفت:قريش مرا بگرفتند و عذاب كردند،و گفتند:تو را ناسزا گوى [٣].من آنچه ايشان [٤]خواستند بگفتم.رسول- عليه السلام-گفت:
كيف كان قلبك ،دلت چگونه بود؟گفت:كاره بود آن را.
گفت:اگر دگرباره به دست ايشان افتى و تو را مثل اين حال افتد مثل آنچه [٥]گفتى بگو،اين حديث سهبار تكرار كرد.
عبد اللّه مسعود گفت:خالطوا النّاس و صافحوهم بما يشتهون و دينكم لا تكلمونه [٦]،گفت:با مردم بسازى [٧]و مخالطه كنى و با ايشان مصافحه كنى و دست در دست ايشان نهى [٨]تا [٩]آنچه ايشان خواهند،و دين را رخنه مكنى.با كافران مخالطت شرط است و با مؤمنان مخالصت [١٠].اين را به زبان نگاه دار [١١]،و او را به دل دوست دار [١٢].دلت براى جرّ منفعت ثواب [١٣]با اين بايد،و زبان براى دفع مضرّت [١٤]با او.
صعصعة بن صوحان-رحمة اللّه عليه-اسامة زيد [١٥]را گفت:پدر تو مرا از تو دوستتر داشت،و من تو را از فرزند خود دوستتر [١٦]دارم،و تو را وصيّت مىكنم به دو خصلت:خالص المؤمن و خالق الكافر،با مؤمن دوستى خالص كن و با كافر به خلق خوش زندگانى كن كه كافر از تو به خوى [١٧]خوش راضى شود.
و صادق-عليه السلام-گفت:تقيّه واجب است و وقت باشد كه من شنوم كه
[١] .همه نسخه بدلها:و ابن.
[٢] .همه نسخه بدلها+من.
[٣] .دب:گوييم،آج،مب،مر:گويم.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٥] .همه نسخه بدلها بجز دب:آنكه،دب:مثل اين حال كه.
[٦] .مج،دب:تكلمنه،وز:تكلمه،لب:تكلمون.ضبط«لا تكلموه»مناسبتر مىنمايد.
[١٢] [٧] .اساس،مب،مر:بسازيد:با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس،مب،مر:مج،وز،مب،مر،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مج،وز،دب:يا.
[١٠] .اساس كه در اين مورد نونويس است:موافقت،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .وز،مب،دارد،مر:داريد.
[١٣] .آج+آجل.
[١٤] .آج،لب،فق،مب،مر+عاجل.
[١٥] .دب:اسامة بن زيد.
[١٦] .مب:دوستر/دوستتر.
[١٧] .آج،لب،فق،مب،مر:خلق.