روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
در لغت [١]چيزى [٢]باشد كه اثر آن از سرور و حزن بر بشره پيدا شود،و لكن در عرف در سرور و خبر [٣]خير مستعمل است،و در عذاب و محنت استعمالش مجاز بود.و«فا» براى آن آورد كه كلام متضمّن شرط و جز است،و تقديره:من كان كذلك فبشرهم.
أُولٰئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ ،اى بطلت،ايشان آنان باشند كه عمل ايشان باطل بود.و حبط يحبط لغت است،و در شاذ ابو واقد و الجرّاح خواندند:به فتح«با»، و اصل كلمه من الحبط،و آن آن بود كه شتر گياهى بد بخورد [٤]شكمش بياماهد [٥]از آن و هلاك شود،پس بر مجاز در هلاك و بطلان عمل استعمال كردند،و منه
قول النّبى- عليه السلام: انّ ممّا ينبت الرّبيع ما يقتل حبطا او يلمّ.
و معنى قوله تعالى: فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ ،يعنى در دنيا كفر و نفاق ايشان ظاهر كند مردمان را تا ايشان را برآن مدح نكنند،و در آخرت ايشان را برآن ثواب ندهند، براى آنكه نه بر وجه مأمور به كرده [٦]باشند. وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِينَ ،و ايشان را در قيامت يارى و شفيعى نبود [٧].
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتٰابِ ،نبينى آنان را كه ايشان را نصيبى دادند از كتاب يعنى جهودان [٨].و كتاب«تورات»است،و براى آن گفت كه:
نَصِيباً مِنَ الْكِتٰابِ ،كه علم تورات به تمامى ندانستند. يُدْعَوْنَ إِلىٰ كِتٰابِ اللّٰهِ ، ايشان را با كتاب خداى مىخوانند [٩].
در اين«كتاب»خلاف كردند.بعضى مفسران گفتند:قرآن است.جويبر [١٠]گفت از ضحّاك از عبد اللّه عبّاس كه:خداى تعالى قرآن را به حاكم كرد از [١١]ميان رسول-عليه السلام-و از ميان جهودان [١٢][٤١٠-ر]قرآن برايشان حكم كرد،از قرآن عدول[و اعراض] [١٣]كردند.و قتاده هم اين گفت.
[١] .اساس كلمه به صورت«فقه»هم خوانده مىشود.
[٢] .دب:خبرى.
[٣] .اساس كه نونويس است:دو چيز،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مب+و.
[٥] .آج:بياماسد.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:مىكرده.
[٧] .همه نسخه بدلها:نباشد.
[٨] .مر:كتاب يهودان.
[٩] .وز+و.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر:جبير.
[١١] .دب:و در.
[١٢] .مر:يهودان.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.