روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
گناه تا [١]آسمان مىبرم.آن [٢]فرشته ديگر [٣]گفت:و عجب آن است كه من براتى به نام او از آتش دوزخ به زمين مىبرم!اين فرشته بعجب [٤]بماند و گفت:چرا چنين آمد!گفت:چون تو بيامدى،او [٥]«آية الشّهادة»بخواهد،خداى تعالى گفت:من گناه[و] [٦]معصيتش در كار ايمان و معرفتش كردم.
خبر هفتم،در خبر هست [٧]كه خداى در بعضى كتب انزله كرد كه [٨]:اى بنده [من] [٩]!مرا به نزديك تو سرّى است،و تو را به نزديك من سرّى،سرّ من به نزديك تو توحيد من است،و سرّ تو به نزديك من گناهان و معاصى تو است،چون سرّ من نگاه داشتى و ضايع نكردى،من اولىتر [١٠]كه سرّ تو پوشيده دارم و كس را برآن اطّلاع ندهم.
خبر هشتم آن است كه،روايت كردند كه روزى واعظى بر منبر مىگفت [١١]:
هركس [١٢]اين آيت بخواهد،خداى تعالى او را هزار حسنه بنويسد و هزار سيّئه بسترد [٤٠٤-پ]و هزار درجه برفيع [١٣]كند.بعضى حاضران را عجب آمد.آن شب بخفت، در خواب ديد كه قائلى او را گفت:ياد دارى كه غريمان بر تو جمع شدند و تو چيزى نداشتى كه به ايشان دهى؟بيتى چند گفتى موسى حازم را،در او گفتى.
أتوني جميعا يطلبون حقوقهم
فمنّيتهم ما عند موسى بن [١٤]حازم
او تو را گفت:و امت چند است؟گفتى:سىهزار دينار.گفت:من مىدهم، از آن عجب نداشتى،از اين عجب مىدارى!مرد از خواب در آمد و توبه كرد و پشيمان شد.
خبر نهم،در خبر مىآيد كه هركس كه او گويد:
اللّهم انّي اشهدك و اشهد ملائكتك و حملة عرشك و سكّان سماواتك و جميع خلقك بأنّي اشهد ان لا اله الّا
[١] .مج،وز:به،فق،مر:با.
[٢] .همه نسخه بدلها بجز مب،مر:.
[٣] .اينهمه نسخه بدلها بجز مب،مر:ندارد.
[٤] .اساس:متعجّب،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،دب،لب:و.
[٩] [٦] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٧] .اساس:است،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .مج:انزله هست كه.
[١٠] .مب:اولىترم،مر:اولىام.
[١١] .مج،وز،دب،منبرى گفت،فق:بر بالاى منبر مىگفت.
[١٢] .مب،وز+كه.
[١٣] .دب،فق:ترفّع،آج،لب،مر:ترفيع.
[١٤] .اساس:موسى اين.