روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١ - ترجمه
وَ انْظُرْ إِلىٰ حِمٰارِكَ ،بهرى [١]از علما گفتند:خر زنده بود همچنان كه خداى تعالى طعام و شراب از تغيّر [٢]نگاه مىداشت خر را بسته همچنان بر جاى مىداشت تا آيتى باشد او را،و بر اين قول«عظام»نه استخوان [٣]خر باشد،استخوان [٤]بهرى از آن مردگان باشد كه آنجا بودند،و بر قولى استخوانهاى [٥]پاى او،كه در تفسير چنان آمد كه:خداى تعالى نيمه تن او باز آفريد.[و نيمه تنش استخوان بود تا] [٦]او مىنگريد تا استخوانهاى [٧]پايش با هم آمد،و گوشت و پوست بر او پوشيده شد،و جان در او آمد، و اين قول ضحّاك و قتاده و ربيع و ابن زيد است.
ابو عمرو [٨]و ابن عامر [٩]و حمزه و كسائى خواندند:الى حمارك به امالة،و بعضى علما گفتند:در آيت تقديم و تأخيرى هست،و نظم آيت اين است كه:فانظر الى طعامك و شرابك و لنجعلك آية للنّاس و انظر الى حمارك.
و بهرى دگر گفتند نظم آيت چنين است:فانظر الى طعامك و شرابك لم يتسنّ [١٠]و انظر الى حمارك و انظر الى العظام كيف ننشزها ثمّ نكسوها لحما و لنجعلك آية للنّاس.و به اين تعسّف حاجت نيست،چه ضرورتى نيست از فساد معنى و عدم استقامت او تا حاجت باشد به اين تقديم و تأخير.
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظٰامِ [١١] ،بيشتر مفسّران گفتند مراد آن است كه:الى عظام حمارك،و«الف»و«لا»به جاى اضافه بداشت.[چنان كه] [١٢]مثالش [١٣]برفت پيش از اين،و اين قول بيشتر مفسّران است.
كَيْفَ نُنْشِزُهٰا ،ابن عامر و حمزه و كسائى و خلف خوانند:بضمّ النّون و الزاء [١٤]و
[١] .مب:بعضى.
[٢] .مب:تغيير.
[٤] [٣] .مج،وز:استخان.
[٧] [٥] .مج،وز:استخانهاى.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .همه نسخه بدلها بجز تب:ابو عمر.
[٩] .همه نسخه بدلها بجز تب:ابو عامر.
[١٠] .آج،لب،فق:لم يتسنّه.
[١١] .اساس:طعام،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .اساس:بيانش،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .اساس:بالزاء،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.