روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
فَالْمُورِيٰاتِ قَدْحاً [١] .پس براى آتش تورات خواند كه نور و ضياء است،اين قول فرّاء است و بيشتر علما.
مؤرّج گفت [٢]:اصل آن تورية است،و آن كتمان و تعريض باشد،و منه
الحديث كان رسول اللّه-صلى اللّه عليه و [٣]آله:اذا اراد سفرا ورّى بغيره اى عرّض بغيره ،چون سفرى خواستى كردن،رسول-عليه السلام-نمودى كه جاى دگر مىروم تا كافران كيد نتوانستندى كردن،براى[آنكه ] [٤]تورات بيشتر معاريض و تلويحات است،و گفتهاند:تورات به عبرانى«توروتو»باشد،و معنيش شريعت باشد.و انجيل،افعيل باشد من النّجل و هو الخروج،بيرون آمدن باشد،و فرزند را از اين جا«نجل»خوانند كه از شكم مادر بيرون آيد،و قال الاعشى:
أنجب أزمان والده به
إذ نجلاه فنعم ما نجلا
براى آتش چنين خواند كه خداى تعالى حقّى و شرعى مندرس به او بيرون آورد.و گفتهاند:[٣٨٩-ر]هو من النّجل،اصل او از نجل است و آن فراخ چشمى باشد،يقال:طعنة نجلاء و عين نجلاء،اى واسعة،براى آتش چنين خواند كه آن شرعى بود كه خداى تعالى بر ايشان موسع كرد،و گفتهاند:به سريانى انگليون باشد.
و حسن بصرى انجيل خواند به فتح«الف»و باقى قرّاء به كسر. مِنْ قَبْلُ ،كوفيان گويند:رفع بر غايت است،و بصريان گفتند:مبنى است بر ضمّ بناى عارض،قال زهير و ما بك من خير أتوه فانّه توارثه آباء آبائهم قبل
هُدىً لِلنّٰاسِ ،و براى آن لفظ تثنيه نگفت-و اگرچه او صفت تورات و انجيل است-براى آنكه مصدر است،و مصدر را تثنيه و جمع نكنند.و محلّ او نصب است بر حال.و«هدى»را در آيت حمل توان كردن بر بيان و بر لطف،و گفتهاند:مصدر است به معنى اسم فاعل يعنى هادى،كما قال تعالى: إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً [٥]...، اى غائرا.
[١] .سوره عاديات(١٠٠)آيه ٢.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:گفتهاند،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٣] .وز+على.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .سوره ملك(٦٧)آيه ٣٠.