روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
امير قوم بود و صاحب مشورت ايشان،و نام او عبد المسيح بود.و سيّد بود[٣٨٨-ر]،و نام او أيهم [١]بود،او صاحب رحلشان بود.و ابو حارثه بن علقمه حبر و عالمشان بود،و صاحب مدارشان،و به نزديك ملوك روم و ترسايان موقعى عظيم داشت،و كتب اوايل برخوانده بود و مردى متعبّد بود و مجتهد.
در مدينه آمدند نماز ديگر با جامههاى نيكو،و به يك روايت جامههاى ديبا پوشيده،مردمانى با جمال و آراسته،اصحاب رسول-عليه السلام-گفتند:ما نديديم وفدى چونين در مسجد رسول آمدند-عليه السلام-و او نماز ديگر بكرده بود.بنشستند و ساعتى در مسجد تأمّل مىكردند،وقت نماز ايشان در آمد،برخاستند و دستورى خواستند و نماز خود بكردند روى به مشرق كرده [٢]،رسول-عليه السلام-گفت:اسلام آرى [٣].گفتند:ما اسلام آوردهايم پيش ازآنكه تو را ديديم [٤].گفت:دروغ مىگويى،اسلام چگونه باشد با آنكه خداى را فرزند گويد [٥]و صليب پرستد [٦]و گوشت خوك خورد! گفتند:پس كه بود عيسى؟گفت:پيغامبر خدا بود و بنده خدا.گفتند:هيچ بنده مخلوق را ديدى [٧]بىپدر ؟رسول-عليه السلام-گفت:از قدرت خداى بديع [٨]نيست اين،و لكن ندانى [٩]كه فرزند به پدر ماند؟گفتند:بلى.گفت:ندانى [١٠]كه خداى را تعالى مثل و مانند نيست،و ندانى [١١]كه عيسى زندهاى بود فناپذير؟و خداى زندهاى است كه [١٢]نميرد،و نمىدانى [١٣]كه خداى تعالى حافظ خلقان است و خالق ايشان است؟عيسى اين تواند كردن؟گفتند:نه.
گفت:نمىدانى [١٤]كه خداى تعالى[را] [١٥]هيچچيز بر او پوشيده نشود در آسمان
[١] .اساس:بهم،آج،لب،مب،مر:الهم،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .وز:كرد.
[٣] .آرى/آريد.
[٤] .مب،مر:بينيم.
[٥] .آج،لب:گوييد.
[٦] .وز،لب،مر:پرستيد.
[٧] .ديدى/ديديد.
[٨] .چاپ شعرانى(٤٣٥/٢):بعيد.
[١١] [١٠] [٩] .ندانى/ندانيد،همه نسخه بدلها:نمىدانى.
[١٢] .مب+هرگز.
[١٤] [١٣] .اساس كه در اين مورد نونويس است:نمىدانيد،با توجّه به دب تصحيح شد.
[١٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.