الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٢ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
امّت و اى أعضاد دين و ملَّت ، و اى قلاع محصّنه بيضه ء اسلام و عزّت او اين همه اظهار عيب و سبكى عقل خود در باب حقّ من و خود را مانند نائمين و اظهار عدم اطَّلاع بر ظلم كه در حقّ من سانح مبيّن گشته چرا است ؟
نه آخر من دختر خير البشر و آن بزرگوار پدرم فرمود كه هر مردى به واسطه ء فرزند خود كمال سعى و اجتهاد در تحصيل زاد نمايد و هر چه پيدا كند محافظت فرمايد و بزودى آنچه پيدا نمايد بأولاد خويش رساند ، شما الحال صاحب اقبال و طاقت و أرباب اجلال و حشمت قوّت تحصيل مطالب و مرام و قدرت بر انتظام مهام من داريد چرا در تنظيم امور من و در تنسيق آن مكارم جليله و مساعى جميله از شما بر منصّه ظهور نميرسد ؟
آيا ميگوئيد كه : حضرت نبىّ الأحد محمّد صلَّى الله عليه و آله وفات يافته مراعات حال أولاد او نبايد نمود يقين است كه كار بعنايت بزرگ در پيش آمد و سستى بسيار در اسلام بهم رسيد و تنگى بسيار در أمر صواب و وسعت بسيار در أمر ناصواب پيدا شد ، و بيقين از جهت غيبت سيّد المرسلين زمين ظلمت گرفته و ستارگان آسمان بغايت كثافت پذيرفته ، امانى و آمال نساء و رجال مسلمين مقطوع گشته و جبال راسيه از صدمه ء اين بليّت بخشوع آمده حريم از وفات سيّد البريّات ضايع و حرمت و عزّت از ممات آن شافع العصات زايل و خاضع است .
و الله بخداى عالم قسم است كه وفات محمّد مصطفى نازله ء كبرى ، و مصيبت عظمى است كه مثل آن در اين آخر الزّمان در جهان هرگز نازل و حادث نگشته ليكن كتاب خداى عزّ و جلّ كه در نزد شما است هاتف بفرياد است بىگزاف از روى تلاوت و الحاف و از قبل الله تعالى بشما ميرساند كه