تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
آيا خالق انسان از نطفه، قادر نيست پس از خاك شدن، لباس حيات در تن انسان بپوشاند؟!.
ثالثاً: اينها چگونه طمع بهشت دارند؟ با اين كه در صحيفه اعمال خود اين همه عمل گناه دارند؛ زيرا موجودى كه از نطفهاى بىارزش آفريده شده، از نظر مادى شرافتى ندارد، اگر شرفى هست، به خاطر ايمان و عمل صالح است كه اينها فاقد آنند، پس، چگونه انتظار دارند در باغهاى بهشتى گام بنهند؟!. «١»
***
سپس، براى تأكيد اين مطلب، مىافزايد: «سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ...» «فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ».
***
«بر اين كه جاى آنها را به كسانى بدهيم كه از آنها بهترند و ما هرگز در اين كار مغلوب نخواهيم شد» «عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ».
اين جمله، ممكن است اشاره به آن باشد كه: ما نه تنها قادريم آنها را بعد از خاك شدن به زندگى و حيات نوين باز گردانيم، كه مىتوانيم آنها را به موجوداتى كاملتر و بهتر تبديل كنيم، و هيچ چيز مانعى از اين كار نخواهد بود.
و به اين ترتيب، تعبير فوق، ادامهاى بر بحث معاد است.
و يا اشاره به اين باشد كه: براى ما هيچ مانعى ندارد، شما را به كيفر اعمالتان نابود كنيم، افرادى شايسته و آگاه و مؤمن جانشين شما سازيم، تا يار و ياور