تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
انديشيد.
و در ادامه همين سخن و ترسيم آن صحنه وحشتناك مىافزايد: وضع چنان است كه «گنهكار دوست مىدارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند» «يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ».
***
نه تنها فرزندانش، بلكه دوست دارد: «همسر و برادرش را نيز بدهد» «وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ».
***
و همچنين فاميل و قبيلهاى كه به آن تعلق داشت و از او حمايت مىكرد» «وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ».
***
«بلكه تمام كسانى را كه در روى زمين هستند، همگى را فدا كند تا مايه نجاتش شود» «وَ مَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ».
آرى، به قدرى عذاب خدا در آن روز هولناك است كه انسان مىخواهد، عزيزترين عزيزان را كه در چهار گروه در اينجا خلاصه شدهاند، (فرزندان، همسران، برادران، و فاميل نزديك كه يار و ياور او هستند) همه را براى نجات خود فدا كند، نه فقط آنها، بلكه حاضر است تمام مردم روى زمين، براى رهائى او از عذاب قربانى شوند!.
«يَوَدُّ» از ماده «ود» (بر وزن حُبّ) به معنى «دوست داشتن» توأم با «تمنى» است، و به گفته «راغب» در هر يك از اين دو معنى (بلكه در هر دو معنى) نيز به كار مىرود.
«يَفْتَدِى» از ماده «فداء» به معنى حفظ كردن خود از مصائب و مشكلات به