ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - آيا شما آن كسيد كه خوشبخت نام دارد
پديدههاى گوارا و رويدادهاى ناگوار ) را در همهء جوامع بشرى بپذيريد ، بعبارات زير كه در قرن نوزدهم در جوامعى گفته شده و مورد قبول قرار گرفته است كه تا حدود زيادى دامنهء علم گسترده شده و تحولات سازنده اى را پشت سر گذاشته و انسانها را باصطلاح تأمين كرده است .
آيا شما آن كسيد كه خوشبخت نام دارد بسيار خوب ، با اين همه همه روزه غمگين هستيد ، هر روز اندوه بزرگى يا پرواى كوچكى مخصوص به خود دارد ، ديروز براى سلامتى كسى كه نزد شما عزيز است مى لرزيديد ، امروز بر سلامت خود بيمناكيد ، فردا اضطرابتان راجع به پول خواهد بود ، پس فردا زخم زبان يك مفترى ( افترا زننده ) اندوهگينتان خواهد ساخت ، پسين فردا بدبختى يك دوست سبب تأثرتان خواهد بود ، سپس بدى يا خوبى هوا ، پس از آن شكستن يا گم شدن چيزى نفيس ( با ارزش ) ، پس از آن تفريحى كه بدليل آن ، وجدان و ستون فقرات ملامتتان خواهد كرد .
يك بار ديگر جريان امور عمومى . اين در صورتيست كه آلام قلبى را بشمار نياوريم و همچنين ادامه مى يابد . ابرى از ميان مى رود ، ابر ديگرى پديدار مى شود .
در هر صد روز به زحمت يك روز اتفاق مى فتد كه آفتاب شادمانى براى شما بدرخشد ، و حال آنكه شما از افراد نادرى هستيد كه سعادت دارند ، اما ديگر آدميان ، ظلمت را كه بر سرشان افتاده است . كسانى كه صاحب فكرند ، اين عبارت را كمتر بكار مى برند ( خوشبختان و بدبختان ) در اين عالم كه مسلما دهليز عالم ديگريست ، خوشبخت وجود ندارد . تقسيم واقعى بشر از اين قرار است .
« روشنان و تاريكان » كاستن از تعداد تاريكان و افزودن بر تعداد روشنان هدف اصلى است . از اين جهت است كه فرياد كنان مى گوئيم : تعليم ، دانش ، خواندن را آموختن روشن كردن آتش است . از هجى كردن هر هجا شراره اى بيرون ميجهد ، در واقع كسى كه مى گويد : روشنائى واجب نمى آيد كه بگويد : شادمانى .