ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - استثناء دليل روشن براى اثبات اين حقيقت است كه مختصات وارده در قرآن در بارهء انسان همه ذات و طبيعت او نيست
دائما و لا ينقطع در كمين حيات و « من » مانند اين كه فقط با ما سر و كار دارند ، نشسته با چشمك زدنهاى گوناگون خود ، بما هشدار مى دهند كه حتى نبايد يك لحظه از « حيات و من » خود غفلت بورزيد و الا همان لحظه بديار نيستى رهسپار خواهيد گشت ، و يا آن « حيات و من » را كه براى شما مطلوب است ، از دست خواهيد داد . طبيعى است كه انسانى كه در چنين حالت ناتوانى و وحشت روزگار خود را مى گذراند ، « هلوع » خواهد بود ، يعنى با روى آوردن كمترين ناملائمات آنها را مختل كنندهء « حيات و من » تلقى نموده ، وحشت و احساس ناتوانى در وى بوجود خواهد آورد . و با موفقيت به اندك خير ، آنرا عامل بقاء حيات و صيانت ذات تلقى نموده ، دو دستى آنرا در بر خواهد گرفت .
حتى اگر فرض كنيم كه پيشرفت علم و قدرت انسانى بحدى برسد كه بتواند حوادث و رويدادهاى پيرامون خود را در دائره اى بسيار گسترده بشناسد ، با اين حال اين انسان خود بخوبى ميداند كه « حيات و من » او در مجموعه اى از انسانها و محيط طبيعى قرار گرفته است كه نظم و سيستم هر دو باز بوده و هر - لحظه احتمال ورود آسيب از آن دو قلمرو يك احتمال منطقى است ، اگر چه با نظر محدود نظم و سيستم آن دو بسته بنظر مى آيد [١] آرى ، < شعر > يا ز سيلاب حوادث رو نبايد تافتن يا نبايد خانه در صحراى امكان ساختن < / شعر > صائب تبريزى اگر بخواهيد عموميت اين جريان ( باز بودن دروازهء حيات و من را به
[١] ( وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ وَالأَنْفُسِ وَالثَّمَراتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ) البقرة ١٥٥ ( و البته ما شما را با مقدارى از ترس و گرسنگى و كاهش در اموال و نفوس و محصولات آزمايش مى كنيم ، به آنانكه در مقابل اين گرفتاريها صبر و شكيبائى مى نمايند ، بشارت بده ) . < شعر > چيست نشانى آنكه هست جهانى دگر نو شدن حالها رفتن اين كهنهها است روز نو و شام نو باغ نو و دام نو هر نفس انديشه نو نو خوشى و نو عناست عالم چون آب جواست بسته نمايد و ليك مى رود و مى رسد نو نو اين از كجا است نو ز كجا مى رسد كهنه كجا مى رود گرنه وراى نظر عالم بىمنتها است < / شعر >