با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨ - رسول گرامى(ص) و مصيبت حسين(ع)
و با دشمنانشان جنگيديم. به آنان مىگويم: مژده باد شما را، من پيامبرتان محمد هستم، شما در دنيا همان گونه بوديد كه گفتيد. سپس آنان را از حوض خويش سيراب مىگردانم.
آنان سيراب و بشارت يافته محشور مىگردند. سپس وارد بهشت مىگردند و براى هميشه در آنجا مىمانند. [١]
٧- شيخ صدوق به نقل از ابن عباس مىنويسد: روزى رسول خدا (ص) نشسته بود كه حسن (ع) آمد. چون پيامبر (ص) او را ديد گريست. سپس فرمود: فرزندم كجا مىروى؟
پس از آن، او را به خود نزديك كرد و بر روى ران راستش نشاند.
سپس حسين (ع) آمد، چون پيامبر (ص) او را ديد گريست! و فرمود: فرزندم كجا مىروى؟
و سپس او را نيز به خود نزديك كرد و بر روى ران چپش نشاند.
سپس فاطمه (س) آمد، چون او را ديد گريست! و فرمود: دخترم كجا مىروى؟ و سپس او را در برابرش نشاند. سپس اميرالمؤمنين على (ع) آمد، چون او را ديد گريست! و فرمود:
برادرم پيش بيا؛ و او را آن قدر نزديك كرد كه در سمت راست خويش نشاند.
اصحاب گفتند: اى رسول خدا، با ديدن هر كدام از اينان اشك از ديدگانتان جارى شد، آيا در ميان آنان كسى نبود كه از ديدنش شادمان گردى!
فرمود: به خدايى كه مرا به نبوت برانگيخت و بر جميع آفريدگان برگزيد، من و اينان گرامىترين آفريدگان در نزد خداى عزوجل هستيم، و در روى زمين هيچ موجودى نزد من محبوبتر از آنان نيست. اما على بن ابى طالب (ع) ... اما حسين، او از من است، او پسر و فرزند من و پس از برادرش بهترين مردم است. او امام مسلمانان است. او مولاى مؤمنان و خليفه پروردگار عالميان است. او فرياد رس فرياد خواهان و پناه پناه جويان و حجت خداوند بر همه آفريدگان است. او سرور جوانان اهل بهشت است. او باب نجات امت است. فرمانش فرمان من و فرمانبردارى اش فرمانبردارى از من است.
هر كس از او پيروى كند، از من است و هر كس از او سر بپيچد از من نيست. هنگامى كه چشم من به او افتاد، آنچه را كه پس از من با وى مىكنند به ياد آوردم. گويى مىبينم
[١] ر. ك: مثير الأحزان، ص ١٨- ٢٠؛ بحار الانوار، ج ٤٤. ص ٢٤٧- ٢٤٩ بخشى از اين روايت را ابن ابى شيبه در المصنف، ج ١٥، شماره ١٩٢١٤؛ و اطهر در المسند، ج ١، ص ٥٨ نقل كردهاند.