با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٩ - ٤ - عبدالرحمن بن عقيل
سروى گويد: «آنگاه دو تن و به قولى پانزده سوار را كشت.» [١] سماوى گويد: «پس از آنكه پانزده تن را كشت، به دست بشر بن حوط، قاتل برادرش، عبدالرحمن، كشته شد». [٢]
٤- عبدالرحمن بن عقيل
مادر وى امّ ولد [٣] بود و چون به ميدان نبرد گام نهاد، اين رجز را مىخواند:
پدرم عقيل است، پس منزلت مرا نسبت به هاشم بدانيد، و بنى هاشم برادران مناند، پيران راستى و سروران قرآن، اين حسين است كه بنيانى استوار دارد». [٤]
طبرى گويد: «عثمان بن خالد بن اسير جهنى و بشر بن سوط همدانى قابضى به عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب حمله كردند و او را كشتند.» [٥]
[١]- المناقب، ج ٤، ص ١٠٥، تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٠٢. در اين كتاب آمده است: من عترة البرّ التقىالعاقب در انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٦ آمده است: «عبداللَّه بن عروه خثعمى، جعفر بن عقيل را هدف تير قرار داد و قلبش را شكافت.»
از ابن فندق در لباب الانساب (ج ١، ص ٣٩٧) نقل شده است: «جعفر در سن ٢٣ سالگى كشته شد.»
[٢] ابصار العين، ص ٩٢.
[٣] ر. ك: مقاتل الطالبيين، ص ٩٦؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٢٠، تسمية من قتل مع الحسين (ع)، ص ١٥١.
[٤] الفتوح، ج ٥، ص ٢٠٣؛ و ر. ك: الارشاد، ج ٢، ص ١٠٧؛ الطبقات الكبرى، ص ٧٦؛ ابصار العين، ص ٩٢؛ از ابن فندق در لباب الانساب (ج ١، ص ٣٩٧) نقل شده است كه سن وى در هنگام كشته شدن ٣٥ سال بود.
[٥] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣١، مقاتل الطالبيين، ص ٩٦ (در اين كتاب آمده است: مطابق آنچه سليمان بن ابى راشد از حميد بن مسلم نقل كرده است، عثمان بن خالد بن اسيد جهنى و بشر بن حوط قابضى او را به قتل رساندند). در كتاب تسمية من قتل مع الحسين (ع) (ص ١٥١) آمده است: او را عثمان بن خالد بن اسير جهنى و بشر بن حرب همدانى به قتل رساندند. در الاخبار الطوال (ص ٢٥٧) آمده است: سپس عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب بر اثر تيرى كه عبداللَّه بن عروه خثعمى پرتاب كرد كشته شد. در انساب الاشراف (ج ٣، ص ٤٠٦) آمده است: بشر بن شوط عثمانى و عثمان بن خالد جهنى حمله كردند و عبدالرحمن بن عقيل را كشتند. نيز ر. ك: جمهرة انساب العرب، ص ٦٩ المناقب، ج ٤، ص ١٠٥؛ و در تسلية المجالس (ج ٢، ص ٣٠٣) آمده است: سپس ١٧ سوار را كشت. موسى بن عامر گفته است: نخستين كسانى كه او- يعنى مختار- انتقام از آنها را آغاز كرد، آنهايى بودند كه بر پيكر حسين (ع) اسب تاخته بودند. سپس آنان را به پشت خواباند و چهار ميخشان كرد و آن قدر بر بدنهاشان اسب تازاند كه تكه تكه شدند و آنگاه آنان را در آتش سوزاند. آنگاه دو مرد را كه در قتل و غارت عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب شركت جسته بودند، در جبانه، دستگير كرد و گردن زد و در آتش افكند. سپس مالك بن بشير را حاضر كرد و در بازار به قتل رساند. (ر. ك: ذوب النظار، ص ١١٨).