با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٧ - برخى جزئيات حمله نخست
پر زدن پيروزى بر سر حسين (ع)
كلينى نقل مىكند كه امام باقر (ع) فرمود: «خداوند پيروزى را بر حسين (ع) فرو فرستاد تا آنكه ميان زمين و آسمان قرار گرفت. آنگاه حضرت ميان پيروزى و ديدار پروردگار مخير گرديد و او ديدار خداوند را برگزيد!» [١]
سيد بن طاووس اين مطلب را از معالمالدين نرسى چنين نقل مىكند: «چون امام حسين (ع) و عمر سعد به هم رسيدند و جنگ بر پا شد، پيروزى فرود آمد به طورى كه بر سر حسين پر مىزد. آنگاه حضرت ميان پيروزى بر دشمنان و ديدار پروردگار متعال مخير گرديد و او ديدار خداوند متعال را برگزيد.» [٢] [٣]
برخى جزئيات حمله نخست
از متون تاريخى چنين بر مىآيد كه حمله نخست سپاه عمر سعد، پس از مبارزهاى كه عبداللَّه بن عمير كلبى يسار، غلام زياد بن ابيه و سالم، غلام عبيداللَّه زياد را كشت، صورت پذيرفت. طبرى درباره آغاز حمله نخست مىنويسد: «عمرو بن حجاج [٤] كه فرمانده ميمنه
[١] الكافى، ج ١، ص ٢٦٠، باب «ائمه (ع) از زمان مرگشان آگاهاند و جز به اختيار خويش نمىميرند.»، حديث، شماره ٨.
[٢] اللهوف، در جلد اول كتاب حاضر گذشت كه اين روايت گذشته از بعد عرفانى آن در پرتو منطق شهيد پيروز قابل درك است.
[٣] مؤلف محترم در اينجا قضيه پيكار عبدالله بن عمر كلبى را آورده كه چون اين مطلب در پايان فصل دوم و ذيل عنوان «عبدالله بن عمير كلبى» به طور كاملتر ذكر شده بود، از ترجمه مجدد آن خوددارى كرديم.
[٤] در جلد نخست همين كتاب زندگينامه مختصر عمروبن حجاج را آورديم و در اينجا مطالبى را كه بهپايان كار اين ظالم مربوط مىشود مىآوريم. «عمروبن حجاج كه از سران قاتلان امام حسين (ع) بود به سوى بصره گريخت. اما از شماتت مردم ترسيد و به سراف رفت. صاحبان آب به او گفتند: از پيش ما برو كه از مختار ايمن نيستيم. او نيز رفت، ولى آنها يكديگر را سرزنش كردند و گفتند: بدكارى كرديم؛ و گروهى در پى او سوار شدند تا او را باز گردانند. چون از دور اينان را ديد پنداشت كه ياران مختارند؛ و در محلى به نام «البيضيه» در حمّارة القيظ ميان سرزمين كلب وطى، راهى رملى را در پيش گرفت و همراه با يارانش از شدت تشنگى در همان راه مرد. (الاخبار الطوال، ص ٣٠٣.)