با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥ - نكته اول
آمده است: مشتى از آن برگرفت و بوييد) و گفت: به خدا سوگند اين زمينى است كه جبرئيل به رسول خدا (ص) خبر داد؛ و من در آن كشته مىشوم! [١]
در روايت ابن اعثم كوفى آمده است كه چون امام (ع) در كربلا فرود آمد، رو به اصحاب كرد و گفت: آيا اينجا كربلا است؟
گفتند: آرى.
آنگاه حسين به يارانش گفت: فرود آييد، اين جايگاه اندوه و گرفتارى است. اينجا منزلگاه همراهان ما و محل فرود آمدن باروبنه ما و محل ريختن خونهاى ما است!
آنگاه كاروان فرود آمد و باروبنه را در ناحيهاى از فرات پايين آورد. براى حسين و خانواده و فرزندانش چادر زدند و خويشاوندانش چادرهاشان را در اطرافش به پا كردند. [٢]
در نقل ابن طاووس آمده است: چون به آنجا رسيد گفت: نام اين زمين چيست؟ گفتند:
كربلا.
گفت: پروردگارا به تو پناه مىجويم از اندوه و گرفتارى! سپس فرمود: اين جا مكان اندوه و گرفتارى است، فرود آييد. اين جا منزلگاه همراهان ما است.
اينجا محل ريخته شدن خونهاى ما است و اينجا محل قبرهاى ما است. اين را جدم رسول خدا (ص) به من خبر داد: آنگاه همگى فرود آمدند. [٣]
حر بن يزيد رياحى با هزار سوار پيش رفت تا در برابر حسين (ع) فرود آمد، سپس به عبيداللَّه خبر داد كه حسين (ع) در سرزمين كربلا فرود آمده است. [٤]
نكته اول:
مرحوم مقرّم در پاسخ به اين پرسش كه چرا امام (ع) در حالى كه از ديدگاه ما شيعيان بر همه امور كاينات آگاه است از نام كربلا سؤال كرد؟ مىگويد: راز اين كه امام (ع) از نام
[١] تذكرة الخواص، ص ٢٢٥.
[٢] الفتوح، ج ٥، ص ١٤٩.
[٣] اللهوف، ص ٣٥.
[٤] ر. ك: الفتوح، ج ٥، ص ١٥٠.