با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥ - اگر حادثه عاشورا در شب روى مىداد!
نيز ديديم كه امام حسين (ع) به برادرش عباس فرمود: نزد آنان باز گرد، اگر توانستى تا بامداد كار آنان را عقب بينداز و امشب را از ما بازشان بدار. شايد امشب را براى پروردگارمان نماز بگزاريم و به درگاهش دعا و استغفار كنيم. خدايم مىداند كه من نماز براى او و تلاوت كتابش و دعا و استغفار فراوان را دوست دارم.
اين پندار را وى مبنى بر اين كه امام (ع) از دشمن مهلت خواست تا به آن دسته اعضاى خانوادهاش كه زنده مىمانند فرامين و وصيتهاى لازم را صادر نمايد، با آنچه در حديث آمده است كه آن حضرت وصيتها و امانتهايش را به ام سلمه [١] سپرد تا پس از بازگشت امام سجاد (ع) به وى بدهد، منافاتى ندارد. همين طور با اين مطلب كه امام سجاد (ع) و حضرت زينب (س) و ديگر اعضاى كاروان از مدينه تا كربلا با ايشان همراه بودند نيز در تعارض نيست. ولى اين تنها يكى از عوامل مهلت خواستن امام تا بامداد بود و آن طور كه راوى تعبير كرده است، تنها عامل نبود. اين به طور كامل درست است كه امام حسين (ع) دوست مىداشت شب پايانى عمر شريف خود را به ويژه آنكه شب جمعه بود در نماز و دعا و استغفار فراوان و تلاوت قرآن بگذراند.
آرى، اين نيز- با همه اهميتش- يكى از عوامل بود؛ امام حسين (ع) با همه قضايايى كه در مسير نهضت مقدس ايشان پيش آمد با كمال ژرف انديشى و با منطق شهيد پيروز برخورد مىكرد و اشخاص را با منطق شهادت مورد خطاب قرار مىداد كه خود عين پيروزى است؛ هر چند كه در همان هنگام با برخى از قضايا بر اساس ظاهر عمل مىكردند؛ و ميان اين دو منطق هيچ منافاتى نيست بلكه در طول يكديگر قرار دارند ...
از آنجا كه امام مىدانست چنانچه بيعت نكند كشته مىشود كوشيد تا زمان و مكان و با كيفيتى كه خود بر مىگزيند و طرحش را مىريزد كشته شود. آن حضرت با منطق شهيد فاتح مىكوشيد تا شهادتش در سرزمينى كه خود انتخاب مىكند تحقق يابد [٢] تا دشمن نتواند قتلگاه ايشان را پنهان كند و در نتيجه اهداف مورد نظر و نهفته در پس اين قتل كه جان امت
[١] ر. ك: كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص ١٩، حديث ١٠٩، الصراط المستقيم، ص ١٦١ (النص على زينالعابدين (ع)).
[٢] اين خود تفسير پافشارى امام (ع) بر رفتن به عراق است (سرزمين قتلگاه بر گزيده).