با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦ - از بين رفتن نقشه عمر سعد توسط شمر
اگر خبر اين نامه درست باشد و اين دو راوى مضمون آن را مىدانستهاند، به گمان قوى خبر آن سه مطلب دروغى كه به امام (ع) نسبت دادهاند از مضمون اين نامه ساخته شده باشد؛ و چنانچه حتى خبر اين نامه درست نباشد، خبر اول و دوم هر دو از يك منبع دروغ صادر شده است. اكنون جاى اين سؤال است كه بر فرض درستى خبر اين نامه! انگيزه عمر سعد از بستن چنين دروغى به امام (ع) چه بوده است؟
بدون شك عمر سعد همانند ديگر جنايتكاران سپاه ابن زياد مىدانست كه امام (ع) به حكومت سزاوارتر است: همان طور كه مىدانست چنانچه در اين رويارويى كه او فرمانده سپاه اموى است حسين را بكشد، ننگ و رسوايى هميشگى را براى خود خريده است.
ولى در باطن نيز سخت اسير آرزوى حكومت و نعمتهاى رى بود! از اين رو نمىدانست كه چگونه از اين تنگنا بيرون آيد، كه هم مرتكب جنايت قتل حسين (ع) نشود و هم حكومت رى را از دست ندهد!
در ميان صفوف سپاه ابن زياد افراد بسيارى مانند ابن سعد بودند كه هم مىخواستند جايگاه و منافع دنيويشان را حفظ كنند و هم در جنايت كشتن حسين شركت نجويند؛ مانند شبث بن ربعى و بسيارى ديگر. ليكن دلهاى اينان سنگ شده بود- زيرا ضعف روحى و روانى توان اتخاذ موضع درست را از آنان گرفته بود- در نتيجه شيطان بر آنان چيره گشته، آنها را به ارتكاب زشتترين و فجيعترين جنايتهاى تاريخ وادار ساخته بود، در حالى كه پندارشان اين بود كه به خواستههايشان از اين دنياى فانى مىرسند؛ يا آنچه در دست دارند براى آنها مىماند!
از بين رفتن نقشه عمر سعد توسط شمر
طبرى در ادامه مىگويد: چون عبيداللَّه نامه را خواند، گفت: اين نامه مردى است كه خيرخواه امير و دلسوز مردم خويش است! آرى، پذيرفتم! در اين هنگام شمر برخاست