با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩ - شخصيت عباس بن امير المومنين(ع)
آنها كه با شما مخالفت ورزيدند و شما را كشتند، كفر مىورزم. خداوند لعنت كند مردمى را كه شما را با دست و زبان كشتند.
آنگاه داخل شو و صورت را بر قبر بگذار و بگو:
درود بر تو اى بنده نيكو كار و فرمانبردار خداوند و رسول او و امير المؤمنين و حسن و حسين- عليهم السلام- درود و رحمت و بركات و رضوان خداوند بر تو و بر روح تو و بر بدن تو باد. گواهى مىدهم كه تو به همان راهى رفتى كه بدريون (شركت كنندگان در جنگ بدر) و مجاهدان راه خداوند رفتند. آنها كه خير خواهانه با دشمنان خدا پيكار كردند، در يارى اولياى خداوند به سختى كوشيدند و از دوستانش دفاع كردند. خداوند به تو برترين، بيشترين، افزونترين و كاملترين پاداش كسى را عنايت كند كه به بيعت خويش وفا كرده دعوت پروردگارش را اجابت و واليان امر خويش را اطاعت نموده است. گواهى مىدهم كه تو فراوان نصيحت كردى و نهايت كوشش را به خرج دادى. خداوند تو را با شهيدان برانگيزد و روح تو را با ارواح شهيدان [١] قرار دهد و در بهشت خويش وسيعترين منزلها و برترين خانهها را به تو عنايت كند. نام تو را در عليين بالا برد و تو را با پيامبران، صديقان، شهيدان و صالحان محشور گرداند؛ و آنان چه نيكو رفيقانى هستند.
گواهى مىدهم كه تو سستى و عقب نشينى نكردى و با بصيرت در كار خويش ره سپردى و به صالحان اقتدا و از پيامبران پيروى كردى. خداوند ما و شما و پيامبرش و اوليايش را در جايگاه خاشعان گرد آورد، همانا او رحم كنندهترين رحم كنندگان است. [٢]
در زيارت ناحيه مقدسه نيز بر وى چنين درود فرستاده شده است: سلام بر ابوالفضل العباس، پسر امير المؤمنين، كه برادرش را با جان يارى داد و براى فردايش امروز توشه برگرفت و جانش را فداى او كرد و براى آوردن آب كوشيد. آن كسى كه دو دستش بريده شد.
خداوند قاتل او يزيد بن رقاد جهنى [٣] و حكيم بن طفيل طائى را لعنت كند. [٤]
[١]- در بحار الانوار، ج ١٠١، ص ٢٧٨، باب ٣٠، ح ١، به جاى الشهداء (شهيدان)، السعدا (سعادتمندان) آمدهاست.
[٢] كامل الزيارات، ص ٢٦٩- ٢٧٠، باب ٨٥، حديث شماره ١.
[٣] در مقاتل الطالبيين، ص ٥٦ و تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٨، زيد بن رقاد جهنى آمده است.
[٤] بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٦٦.