با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨١ - شهادت نافع بن هلال جملى
طبرى در ادامه روايت مىنويسد: «ابو مخنف به نقل از ثابت بن هبيره گويد: سپس عمرو بن قرظه انصارى، كه همراه حسين (ع) بود، كشته شد. برادرش به نام على، كه در سپاه عمر سعد بود، فرياد زد: اى حسين، برادرم را گمراه كردى و او را فريفتى و به كشتن دادى! حضرت فرمود: خداوند برادرت را گمراه نكرد، بلكه او را هدايت و تو را گمراه كرد! گفت: خداوند مرا بكشد اگر تو را نكشم و يا آنكه خودم كشته شوم؛ و حمله كرد. نافع بن هلال مرادى حمله كرد و با يك ضربت او را بر خاك افكند. يارانش او را از ميدان به در بردند و پس از مدتى مداوا بهبود يافت.» [١]
شهادت نافع بن هلال جملى
نافع بن هلال در حادثه كربلا مواضع قهرمانانه فراوانى داشت. طبرى درباره يكى از مواضع آن قهرمان بزرگ، به نقل از يحيى بن هانى بن عروه، مىنويسد: نافع بن هلال در آن روز مىجنگيد و مىگفت:
من شير جملى و بر دين على هستم! [٢]
در اين هنگام مردى به نام حريث به سوى او شتافت و گفت: من بر دين عثمانم.
گفت: تو بر دين شيطانى؛ و بر او حمله كرد و او را كشت. در اين هنگام عمرو بن حجاج زبيدى فرياد زد: اى نابخردها، آيا مىدانيد با چه كسى مىجنگيد؟ شما با شجاعان كوفه مىجنگيد. با آنها جنگ تن به تن مكنيد كه آنها دست از جان شستهاند. شمار اينان اندك است و زمان درازى هم نخواهند پاييد. اگر آنان را سنگباران كنيد، همه كشته خواهند شد.
[١] همان، ص ٣٢٤. سماوى در كتاب ابصار العين (ص ١٥٦) نوشته است كه زندگينامه على بن قرظه در كتابهاى رجالى اهل تسنن آمده و از او روايت مىكنند و او را مىستايند بى آنكه از برادر شهيدش نامى به ميان بياورند!
[٢] سماوى در ابصار العين (ص ١٤٩) مطلب را به همين صورت نقل كرده است، ولى در اصل روايت طبرى آمده است: من جملى هستم و بر دين على هستم. از آنجا كه وزن رجز به اين صورت درست نمىآيد، ما نيز مطلب را از سماوى نقل كرديم. در الارشاد (ج ٢، ص ١٠٣) آمده است: من فرزند هلال بجلى هستم، من بر دين على هستم.