با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥ - اشاره
سماوى گويد: بشر بن عمرو بن الاحدوث الحضرمى الكندى از حضرموت بود و در زمره كنديان محسوب مىشد. او از تابعان بود و فرزندانى داشت كه در جنگها نام و نشان داشتند. بشر از كسانى بود كه پيش از جنگ نزد امام حسين (ع) آمد. سيد داودى گويد: چون روز دهم محرم فرا رسيد و جنگ روى داد، به بشر كه در حال و هواى جنگ بود گفتند:
پسرت عمرو در مرزى اسير شده است! گفت: من خودم و او را به حساب خدا مىگذارم! دوست نمىدارم كه او اسير گردد و من پس از او باقى بمانم! چون امام حسين (ع) سخن او را شنيد فرمود: خداوند رحمتت كند من بيعتم را از تو برداشتم برو و براى آزادى پسرت اقدام كن!
گفت: درندگان مرا زنده بخورند اگر از تو جدا شوم، اى ابا عبداللَّه!
امام فرمود: بيا و اين جامههاى برد را به پسرت محمد- كه همراهش بود- بده تا در آزادى برادرش خرج كند. آنگاه پنج جامه به ارزش هزار دينار به او عطا فرمود. [١]
از آنچه سماوى نقل كرده استفاده مىشود كه نام اين شهيد بشر و نام پسرش كه با او همراه بود محمد و نام پسرش كه در مرز رى به اسارت رفت عمرو بود.
بنابراين نام اين شهيد- مطابق با آنچه در زيارت ناحيه مقدسه آمده است- بشر بن عمرو (يا عمر) حضرمى است؛ و آن گونه كه در تاريخ ابن عساكر و لهوف آمده محمد بن بشير حضرمى نيست!
دوم اينكه نوشته سماوى صراحت دارد در اينكه اين واقعه، روز دهم اتفاق افتاده است و نه شب عاشورا؛ آن گونه كه از سياق كتاب لهوف بر مىآيد.
مؤيد اين كه واقعه ياد شده در روز دهم اتفاق افتاده نوشته ابوالفرج در كتاب مقاتل الطالبيين است؛ آنجا كه مىگويد: مردى آمد تا به سپاه حسين (ع) وارد شد و نزد يكى از ياران آن حضرت آمد و گفت: خبر اين است كه فلان پسرت را ديلمها اسير گرفتهاند. با من باز گرد تا براى آزادى او تلاش كنيم؟
[١] ابصار العين، ص ١٧٣- ١٧٤.