با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١ - روايتى ديگر از امام سجاد(ع)!
سپس برير نزد امام حسين (ع) بازگشت و گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) عمر سعد در برابر ملك رى به كشتن تو رضايت داده است. [١]
روايتى ديگر از امام سجاد (ع)!
نقل شده است كه امام سجاد (ع) فرمود: چون روز شهادت پدرم فرارسيد، خاندان و اصحابش را در شب آن روز گرد آورد و به آنان فرمود: اى خاندانم و اى شيعيانم، از تاريكى اين شب استفاده كنيد و جان خويش را برهانيد. اينان كس ديگرى جز من را نمىجويند و چون مرا كشتند درباره شما نمىانديشند. خود را برهانيد، خداوند شما را رحمت كند. من عهد و پيمانى را كه با شما بسته بودم برداشتم و شما آزاديد.
آنگاه برادران خاندان و يارانش يكزبان گفتند: به خدا سوگند اى سرور ما، اى ابا عبداللَّه هرگز تو را رها نمىكنيم. به خدا سوگند آيا مردم نخواهند گفت كه امام و بزرگ و سرورشان را تنها گذاشتند تا كشته شد؟ و ما در پيشگاه خداوند هيچ بهانهاى نداريم؛ و دست از تو برنمىداريم تا آنكه در راهت كشته شويم!
حضرت فرمود: اى مردم من فردا كشته مىشوم و شما همه با من كشته مىشويد و يك تن از شما نمىماند! گفتند: سپاس خداوندى را كه ما را به يارى تو گرامى داشت و شرافت قتل با تو را به ما عنايت فرمود. اى فرزند رسول خدا آيا رضايت نمىدهيد كه در بهشت منزلت شما را داشته باشيم؟
[١] مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٣٥١- ٣٥٢، و ر. ك: الفتوح، ج ٥، ص ١٧١- ١٧٣، در اين كتاب آمده است: اى پسر دختر رسول خدا (ص) عمر سعد رضايت داده است كه تو را در برابر ملك رى بكشد!
و ر. ك: كشف الغمه، ج ٢، ص ٢٢٦؛ الفصول المهمه، ابن صباغ، ص ٢٠٢؛ مطالب السؤل، ص ٧٦.