با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦ - نشان دادن جايگاه ياران در بهشت
گفت: چه بكنم؟! من او و خودم را به حساب خدا مىگذارم!
امام حسين (ع) فرمود: باز گرد من بيعتم را از تو برداشتم و سر بهاى پسرت را به تو مىدهم!
گفت: هرگز چنين مباد كه از تو جدا شوم و سپس خبرت را از كاروانها بگيرم! به خدا سوگند هرگز چنين چيزى نمىشود و من از تو جدا نمىگردم!
سپس به دشمن حمله كرد و جنگيد تا كشته شد- رحمت و رضوان خدا بر او باد-. [١]
نمىدانيم ... شايد عبارت اخير نقل ابوالفرج اصفهانى مستند نقلهاى بعدى گشته و گفتهاند كه اين واقعه در روز دهم بوده است و نه در شب دهم؛ همان طور كه سماوى به نقل از سيد رضى الدين داودى گفته است. واللَّه العالم.
نشان دادن جايگاه ياران در بهشت
قطب راوندى به نقل از ابو حمزه ثمالى گويد: على بن الحسين (ع) فرمود: شبى كه پدرم در بامدادش كشته شد با وى بودم. او به يارانش فرمود: اينك شب فرا رسيده است آن را رهوار خويش گيريد. اين مردم مرا مىجويند و چون مرا بكشند به شما توجه نمىكنند و شما آزاد هستيد!
گفتند: نه به خدا هرگز چنين نخواهد شد!
فرمود: همه شما فردا كشته مىشويد و يك تن از شما باقى نمىماند. [٢]
گفتند: سپاس خدايى را كه ما را به شرافت كشته شدن در ركاب شما مفتخر ساخت!
آنگاه آنان را فراخواند و فرمود: سرهاتان را بلند كنيد و بنگريد! آنان آغاز به نگريستن به جايگاههاشان در بهشت كردند و آن حضرت مىفرمود: اى فلانى اين منزل تو است! و اى فلانى اين منزلت تو است!
[١] مقاتل الطالبيين، ص ٧٨.
[٢] الخرايج والجرايح، ج ٢، ص ٨٤٧- ٨٤٨، شماره ٦٢ و ر. ك، بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٩٨، شماره ٣.