با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٨ - شهادت ابوالفضل العباس(ع)
اى نفس از كافران مترس و مژده باد تو را به رحمت خداوند جبار، همراه با پيامبر، سرور برگزيده.
اينان دست راستم را قطع كردند،
پروردگارا آتش دوزخ را به اينان بچشان.
سپس آن ملعون با عمود آهنين عباس را كشت.» [١]
درباره عزاى ابوالفضل العباس (ع) قطعه درخشان و اندوهبارى را كه از خامه مرحوم مقرم تراويده و لبريز از محبت اهل بيت است مىآوريم. او مىنويسد: حسين خود را به بالين برادر رسانيد. اى كاش مىدانستم كه چرا حضرت بر بالين برادر آمد؟ آيا به خاطر آن مصيبت بزرگ پرواز كرد يا آنكه جاذبه برادرى او را به قربانگاه برادر كشانيد تا يك بار ديگر روى برادر را ببيند.
آرى حسين نزد عباس آمد و پيكر آن قربانى مقدس را در خاك و خون آغشته ديد:
تيرها بر بدن شريفش نشسته است، [٢] نه دستى كه شمشير بزند، نه زبانى كه رجز بخواند،
[١] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٨. بلاذرى در كتاب انساب الاشراف (ج ٣، ص ٤٠٦) مىنويسد: «برخى گفتهاند: عباس بن على را حرملة بن كاهل اسدى والبى به همراه گروهى ديگر دسته جمعى كشتند و جامههايش را حكيم بن طفيل طائى غارت كرد.»
[٢] در كتاب الحدائق الورديه (ص ١٢٠) آمده است: آن قدر تير به بدن عباس زدند كه حتى جاى يكدرهم در آن سالم نماند.