با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٠ - شهادت حنظلة بن اسعد شبامى و سيف و مالك جابرى
جنگيده و كشته شده باشند. در زيارت ناحيه مقدسه بر آن دو تن اين گونه درود فرستاده شده است: «السلام على عبداللَّه و عبدالرحمن ابْنَى عروة بن حراق الغفاريين.» [١]
شهادت حنظلة بن اسعد شبامى و سيف و مالك جابرى
طبرى مىنويسد: «دو جوان جابرى يعنى سيف بن حارثبن سريع و مالك بن عبدبن سريع، كه پسر عمو و از يك مادر بودند، با چشم گريان به حضور امامحسين (ع) رسيدند.
حضرت به آنان فرمود: اى پسران برادرم، چرا گريه مىكنيد؟ به خدا سوگند من اميدوارم كه در همين ساعت چشم شما روشن گردد.
گفتند: خداوند ما را فدايتان كند. به خدا سوگند، ما براى خودمان گريه نمىكنيم. بلكه گريه ما براى شما است كه مىبينيم دشمن شما را محاصره كرده است و ما توان دفاع از شما را نداريم!
گفت: اى برادر زادگان من، خداوند به خاطر اين عشق و علاقه و دفاع جانانهاى كه از امام خويش مىكنيد، نيكترين پاداش پرهيزگاران را به شما عنايت فرمايد.
حنظله شبامى نيز آمد و در حضور امام (ع) ايستاد و فرياد زد: اى قوم من، من از روزى مثل روز دستهها (ى مخالف خدا) بر شما مىترسم، نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، و كسانى كه پس از آنها آمدند؛ و خداوند بر بندگان ستم نمىخواهد. اى قوم من، من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را (به يارى) ندا در مىدهند، بيم دارم. روزى كه پشتكنان باز مىگرديد، براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست؛ و هر كه را خداوند گمراه كند او را رهبرى نيست.» [٢] اى مردم حسين را مكشيد، «كه خدا شما را به عذابى سخت هلاك مىكند و هر كه دروغ بندد نوميد گردد». [٣] امام (ع) خطاب به او فرمود: اى پسر اسعد، خدايت
[١] بحار، ج ٤٥، ص ٧١.
[٢] يا قَوْمِ انِّى أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُيُرِيدُ ظُلْمَاً لِلْعِبادِ وَ يا قَوْمِ انّى اخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ. (مؤمن (٤٠)، آيات ٣٠- ٣٣).
[٣] فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى. (طه (٢٠)، آيه ٦١.)