با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩١ - شهادت شوذب بن عبدالله
رحمت كند. اينان پس از ردّ پيشنهادات و حمله به تو و يارانت مستوجب عذاب گرديدند و پس از كشتن برادران نيكوكار تو تكليفشان روشن است. گفت: جانم فدايت. راست گفتى، آيا اجازه مىفرمايى كه رهسپار آخرت شويم و به برادرانمان بپيونديم؟ حضرت فرمود:
آرى رهسپار شو به سوى آنچه بهتر از دنيا و مال دنيا است و سوى ملكى كه كهنه و فرسوده نمىشود. آنگاه حنظله گفت: سلام و درود خداوند بر تو و خاندانت باد! اميدوارم كه خداوند ما و شما را در بهشت يكجا گرد آورد. امام فرمود:
«آمين، آمين. سپس حنظله به ميدان رفت و پيكار كرد تا آنكه كشته شد.
آنگاه آن دو برادر جابرى به حضور امام (ع) رسيدند و گفتند: اى فرزند رسول خدا درود بر شما! حضرت فرمود: درود خداوند بر شما دو تن باد!
سپس به ميدان رفتند و جنگيدند تا كشته شدند.» [١]
در زيارت ناحيه مقدسه بر حنظله اين گونه درود فرستاده شده است: «السلام على حنظلة بن اسعد الشبامى». [٢]
بر دو برادر جابرى در آن زيارتنامه چنين درود فرستاده شده است: «السلام على شبيب [٣] بن الحارث بن سريع. السلام على مالك بن عبداللَّه بن سريع.» [٤]
شهادت شوذب بن عبداللَّه [٥]
طبرى مىنويسد: «عابس بن ابى شبيب شاكرى همراه شوذب، غلام شاكر، حضور امام (ع) رسيدند. آنگاه عابس رو به شوذب كرد و گفت: اى شوذب مىخواهى چه كنى؟
[١] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٨- ٣٢٩. ر. ك: الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٣؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٥؛ الارشاد، ج ٢، ص ١٠٥؛ مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٨؛ اللهوف، ص ١٦٤؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٢٩٤؛ تسمية من قتل مع الحسين، ص ١٥٦.
[٢] بحار، ج ١٠١، ص ٢٧٣، و ج ٤٥، ص ٧٣. همين طور در زيارت شعبانيه و رجبيه (ر. ك: بحار، ج ١٠١، ص ٣٤٠).
[٣] شايد شبيب تصحيف سيف باشد. مؤيد اين مطلب اينكه در زيارت رجبيه و شعبانيه «سيف بن حارث» آمده است. (ر. ك: بحار، ج ١٠١، ص ٣٤٠).
[٤] بحار، ج ١٠١، ص ٢٧٣ و ٣٤٠ و ج ٤٥، ص ٧٣.
[٥] سماوى همين گونه نقل كرده است: شوذب بن عبداللَّه همدانى شاكرى (هم پيمانشان)، (ر. ك: العين، ص ٢٩).