با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٨ - شهادت على اكبر(ع)
عمر شريف آن حضرت را در روز شهادتش بين ١٨ [١] تا ٢٧ [٢] سال نوشتهاند. خوارزمى در وصف ميدان رفتن على اكبر مىنويسد: «سپس على بن الحسين (ع) كه مادرش ليلى دختر ابى مرّه عروة بن مسعود ثقفى بود، [٣] به ميدان رفت. او در آن روز هجده سال
[١] ر. ك: مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٣٤؛ الارشاد، مفيد، ج ٢، ص ١٠٦؛ اعلام الورى، طبرسى، ج ١، ص ٤٦٤؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣١٠؛ شرح الاخبار، قاضى نعمان، ج ٣، ص ١٥٢.
بلى در برخى منابع تاريخى تصريح شده كه ايشان در هنگام كشته شدن ١٧ سال داشته است. (ر. ك: منتخب طريحى، ص ٤٤٣). ولى او تنها كسى است كه اين مطلب را نقل كرده است.
ابن نما در مثير الاحزان (ص ٦٨) نوشته است: «او در آن هنگام بيش از ده سال داشت» و همان طور كه مىبينيد اين قول نادرست است.
سيد محسن امين عاملى تصريح دارد به اينكه وى در آن روز ١٩ سال داشته است. (ر. ك: لواعج الاشجان، ص ١٥٠).
[٢] ر. ك: مقتل الحسين (ع)، مقرّم، ص ٢٥٥.
[٣] شيخ قمى مىنويسد: «عروة بن مسعود يكى از بزرگان چهارگانه در اسلام و يكى از دو مرد بزرگى استكه در سخن خداى متعال به نقل از كفار آمده است: «و گفتند چرا اين قرآن بر مرد بزرگ يكى از دو شهر نازل نشد؟». او همان كسى است كه قريش او را در روز حديبيه نزد پيامبر فرستادند و او در حالى كه كافر بود با آن حضرت پيمان صلح برقرار كرد. وى در سال نهم هجرى پس از بازگشت حضرت مصطفى از طائف اسلام آورد؛ و از پيامبر (ص) اجازه بازگشت نزد خانواده خويش را خواست. آنگاه بازگشت و قوم خويش را به اسلام دعوت كرد. به همين دليل هنگامى كه وى مشغول گفتن اذان بود، يك نفر او را هدف تير قرار داد؛ كه بر اثر آن درگذشت. رسول خدا (ص) با شنيدن اين خبر فرمود: مثل عروه مثل صاحب ياسين است كه قومش را دعوت كرد و او را كشتند. همچنين در شرح شمائل المحمّديه در شرح اين سخن رسول خدا (ص) كه فرمود: «و عيسى بن مريم را ديدم كه بيش از هر كس به عروة بن مسعود شباهت داشت.» نيز اين مطلب آمده است. (نفس المهموم، ص ٣٠٧)
جزرى در أسد الغابه به نقل از ابن عباس گويد: رسول خدا (ص) فرمود: در اسلام چهار تن سرورند: بشر بن هلال عبدى، عدى بن حاتم، سراقة بن مالك مدلجى و عروة بن مسعود ثقفى (أسد الغابه، ج ١، ص ١٩١). استاد قرشى به نقل از نسب قريش (ص ٥٧) مىنويسد: عمر سعد يكى از يارانش را فرستادو او خطاب به على اكبر فرياد زد: تو با اميرالمؤمنين- يعنى يزيد- خويشاوندى و ما قصد داريم كه اين خويشاوندى را پاس داريم. اگر بخواهى به تو امان مىدهيم.
على بن الحسين (ع) او را به ريشخند گرفت و گفت: رعايت خويشاوندى رسول خدا (ص) سزاوارتر است. (ر. ك: حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ٢٤٤)
بر آگاهان پوشيده نيست كه مقصود از خويشاوندى با يزيد، خويشاوندى از طريق ميمونه دختر ابى سفيان بن حرب است. چرا كه وى مادر ليلى، دختر أبى مرّة بن عروة بن مسعود ثقفى است (ر. ك: تسمية من قتل مع الحسين (ع)، ص ١٥٠؛ الشجرة المباركه، فخر رازى، ص ٧٣؛ عيون الاخبار، ابن قتيبه، ص ٩٩؛ مقتل الحسين (ع) مقرّم، ص ٢٥٦) در برخى از منابع- به خلاف مشهور- آمده است كه نام مادر على اكبر (ع) آمنه بود. اين مطلب در طبقات ابن سعد (ترجمة الامام الحسين (ع) و مقتله) از بخش چاپ نشده كتاب الطبقات الكبرى، ابن سعد، تحقيق سيد عبد العزيز طباطبايى، ص ٥٧) آمده است. همچنين اين مطلب به صورت ترديدآميزى در كتاب نسب قريش (ص ٥٧) از عبداللَّه بن مصعب زبيرى نقل شده است.