با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧ - حبيب بن مظاهر و راز مزاح شب عاشورا!
پس از آن مردان سر و سينههايشان را در برابر نيزه و شمشير قرار مىدادند تا به جايگاهشان در بهشت برسند. [١]
راوى مىگويد از امام صادق (ع) پرسيدم: از ياران حسين (ع) و رفتن آنان به استقبال شهادت مرا خبر دهيد؟
فرمود: پردهها برايشان كنار زده شد به طورى كه جايگاهشان را در بهشت ديدند. پس از آن مردان به استقبال شهادت مىرفتند تا دست در گردن حوريان بهشتى اندازند و به جايگاهشان در بهشت برسند. [٢]
حبيب بن مظاهر و راز مزاح شب عاشورا!
كشّى به نقل از كتاب «مفاخر الكوفة و البصرة» مىنويسد: حبيب بن مظاهر اسدى مزاح مىكرد. در اين هنگام يزيد بن خضير همدانى مشهور به سيد القراء گفت: اى برادر! اين ساعت چه وقت خنده است!
گفت: چه جايى براى شادمانى از اين بهتر! به خدا همين قدر فاصله داريم كه اين فرومايگان با شمشيرهاشان به ما حمله كنند و ما حورالعين را در آغوش گيريم! [٣]
شايان ذكر است در ميان ياران امام حسين (ع) كه در كربلا در ركابش به شهادت رسيدند مردى از آل هَمدان به نام يزيد بن خضير همدانى وجود نداشته، بلكه اين مرد برير بن خضير همدانى است. مؤيد درستى اين مطلب وصف سيد القراء است كه برايش نقل شده است؛ چرا كه برير در كوفه به شيخ القراء يا سيد القراء مشهور بود. بنابراين يزيد تصحيف برير است.
[١] در يك روايت ديگر نيز قطب راوندى به طور مرسل از امام سجاد (ع) چنين نقل كرده است:
اينان مرا مىخواهند نه شما را و چون مرا بكشند شما را وا مىگذارند، پس رهايى رهايى!
شما آزاد هستيد شما اگر شب را با من به صبح آوريد همه كشته مىشويد. گفتند: تو را رها نمىكنيم و زندگى پس از تو را بر نمىگزينيم ... (ر. ك: الخرايج و الجرايح، ج ١، ص ٢٥٤، شماره ٨).
[٢] علل الشرايع، ج ١، ص ٢٢٩، باب ١٦٣، شماره ١؛ و ر. ك: بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٢٩٧، شماره ١.
[٣] اختيار معرفة الرجال، (معروف به رجال كشّى) ج ١، ص ٢٩٣، شماره ١٣٣.