با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥ - خلاصه تاريخ و جغرافياى كربلا تا سال شصتم هجرى
لشكر در آنجا از آب گذشت و يزدگرد به اصطخر گريخت. خالد كربلا را با زور گرفت و ساكنانش را اسير كرد؛ و آنان را ميان يارانش تقسيم نمود ... [١]
با پذيرش اين نكته كه كربلا از نامهاى سامى، آرامى يا بابلى است، اين واژه مىتواند نام يكى از روستاهاى كهن مانند بابل و اربيل باشد؛ به ويژه آنكه كربلا در ناحيه نينواى جنوبى [٢] قرار دارد و نينوا از نامهاى آشورى است. [٣]
شيخ محمد باقر مدرس در كتاب «شهر حسين» مىنويسد: كربلاء مركب از دو واژه آرامى يعنى «كرب» به معناى معبد يا حرم و «إيلا» بهمعناى آلهه (خدايان) است. بنابراين معناى آن «حرم خدايان» مىباشد. وى در ادامه مىافزايد: اگر به تاريخ اين شهر در روزگار بابليها بازگرديم از آن نام و نشانى خواهيم يافت؛ زيرا طبق گفته ماسينيون، مستشرق فرانسوى، كربلا معبد كلدانيهاى ساكن شهر نينوا و كوشك بابل بود و ايندو شهر در نزديكى ناحيه كربلا بودند. [٤]
خلاصه تاريخ و جغرافياى كربلا تا سال شصتم هجرى
كربلا شهرى است كه ساليانى بس دراز پيش از اسلام به همين نام مشهور بوده است.
از برخى روايتها نيز چنين بر مىآيد كه قدمت نام كربلا به روزگار آدم ابوالبشر مىرسد؛ [٥] و بلكه طبق روايت اميرالمؤمنين (ع) در آسمانها به نام كرب و بلاء يعنى سرزمين اندوه و گرفتارى مشهور است. [٦]
[١] ر. ك: معجم البلدان، ج ٤، ص ٤١٩.
[٢] براى تمايز از نينواى شمالى: يكى از مراكز دولت آشورى سامى كه تپه هايش هنوز مشهور است.
[٣] ر. ك: موسوعة عتبات المقدسه، ص ٨، بخش كربلاء؛ مقاله دكتر مصطفى جواد، زير عنوان «كربلاء قديماً»، ص ٩- ١٥.
[٤] ر. ك: كتاب شهر حسينى، ص ١٠، همچنين مؤلف يادآور مىشود كه نام كربلا به روزگار شاپور ذوالاكتاف، از پادشاهان ايرانى سلسله ساسانى مىرسد كه در سال ٣١ ه. به تخت نشست. ساسانىها پس از فتح عراق آن را به ده درفش و هر درفشى را به چند طسوج و هر طسوجى را به چند رستاق تقسيم كردند؛ و سرزمين واقع در ميان عين التمر و فرات، درفش دهم به شمار مىآمد و كربلا يكى از طسوجهاى اين درفش بود.
[٥] ر. ك: بحار، الانوار، ج ٤٤، ص ٢٤٢- ٢٤٣، باب ٣٠، حديث ٣٧.
[٦] آن حضرت فرموده است: «و آن سرزمين در آسمانها معروف است و از آن به سرزمين اندوه و گرفتارى ياد مىشود، همان طور كه بقعة الحرمين و بقعة بيت المقدس نيز خوانده مىشود. ر. ك: امامى، شيخ صدوق، ٤٧٨- ٤٨٠، مجلس ٨٧، شماره ٢٥.